پرواز دوباره در ۳۴ سالگی؛ دستهای پینهبسته بیرو در یکقدمی لمس توپ طلای آسیا
لمس رویا؟
آریا طاری
عقربههای ساعت به سرعت در حال نزدیک شدن به ۱۹ نوامبر ۲۰۲۶ (۲۸ آبانماه) هستند؛ شبی که قرار است آسمان بانکوک، پایتخت تایلند، با ستارههای درخشان فوتبال آسیا روشن شود. مراسم برترینهای سال کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC)، همیشه آوردگاهی برای تاجگذاری پادشاهان قاره کهن بوده است. اما امسال، در میان تمام زرق و برقها و کتوشلوارهای دوختهشده برای ستارگان، یک نام برای فوتبال ایران ضربان قلبها را تندتر میکند؛ علیرضا بیرانوند. پسرکی که روزگاری در خیابانهای تهران با رویای ایستادن درون دروازه تیم ملی میخوابید، حالا در ۳۴سالگی، در قامت یک ستاره، نامش در میان سه نامزد نهایی کسب عنوان مرد سال فوتبال آسیا میدرخشد. شاید به خاطر رفتارهای بیرو بیرون از زمین، خیلیها دل خوشی از او نداشته باشند اما اتفاق اخیری که برای او رخ داده، یک خبر ساده نیست؛ این یک حماسه است، روایتی از سقوط نکردن، جا نزدن و دوباره برخاستن.
برای درک بزرگی کاری که بیرانوند کرده، باید به هفت سال پیش بازگردیم. سال ۲۰۱۹، علیرضا در اوج جوانی و پس از درخششهای خیرهکنندهاش، به جمع سه نامزد نهایی راه یافت. آن روزها، همه منتظر بودند تا نام او از پاکت خارج شود، اما تقدیر بازی دیگری در سر داشت و توپ طلا از میان انگشتان کشیده او لیز خورد. خیلیها فکر میکردند آن شب، پایان رویای بزرگ بیرو برای فتح این جایزه فردی بود. در فوتبال بیرحم امروز، کمتر بازیکنی میتواند هفت سال بعد، دوباره خود را به قله بازگرداند.
حضور نام فدراسیون فوتبال ایران در بخش جایزه ویژه رئیس AFC برای فوتبال پایه، بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است. در کشوری که باشگاههای لیگ برتریاش حتی از داشتن یک زمین چمن و تمرین استاندارد برای آکادمیهای خود محروماند، دریافت یا حتی نامزدی چنین جایزهای توهینی آشکار به مفهوم توسعه است
اما سال ۲۰۲۶، سال رستاخیز علیرضا بود. جامجهانی ۲۰۲۶ به صحنه هنرنمایی بیبدیل او تبدیل شد. در تورنمنتی که بزرگترین ستارگان جهان در آن حضور داشتند، بیرانوند نهتنها سنگربان مطمئن یوزهای ایرانی بود، بلکه با ثبت عملکردی فرازمینی، در دو مسابقه عنوان برترین بازیکن زمین را از آن خود کرد. گرفتن جایزه بهترین بازیکن زمین برای یک دروازهبان در جامجهانی، اتفاقی است که تنها از پس دستهای جادویی برمیآید.
این درخشش تنها به عرصه ملی محدود نشد. علیرضا با پیراهن تراکتور در لیگ نخبگان آسیا، قفس توری تبریزیها را به یک دژ تسخیرناپذیر تبدیل کرد. واکنشهای او در لیگ نخبگان، ترکیبی از تجربه یک دروازهبان ۳۴ساله و چابکی یک جوان ۲۰ساله بود. همین درخششهای پیاپی بود که کارشناسان سختگیر AFC را وادار کرد تا نام او را به عنوان شگفتی بزرگ فهرست سال ۲۰۲۶، در کنار دو مهاجم زهرآگین عربستانی قرار دهند.
حالا بیرانوند در یک قدمی تاریخسازی است، اما مسیر رسیدن به توپ طلا از میان آتش میگذرد. رقبای او برای فتح این جایزه، دو تن از بهترین و آمادهترین ستارگان فوتبال عربستان هستند؛ سالم الدوساری و فراس البریکان. این رقابت، تداعیکننده نبردهای کلاسیک و تاریخی فوتبال ایران و عربستان است. از یک سو، ماشین گلزنی و تکنیک ناب سعودیها با حمایت دلارهای نفتی و امکانات بینظیر لیگ عربستان قرار دارد و از سوی دیگر، دروازهبان جسور ایرانی که با تکیه بر استعداد خالص و اراده پولادینش به این نقطه رسیده است. الدوساری با حرکات ویرانگرش و البریکان با چارچوبشناسی بینظیرش، رقبایی نیستند که بتوان به سادگی از کنارشان گذشت. اما بیرانوند پیش از این نشان داده که تخصصش، مهار کردن ستارههای غیرقابل مهار است. آیا او میتواند پس از هفت سال، طلسم را بشکند و توپ طلای آسیا را به آغوش بکشد؟ پاسخ این سوال در آرای کارشناسان در بانکوک نهفته است.
در کنار هیجان وصفناپذیر برای بیرانوند، فوتبال ایران یک نماینده فوقالعاده دیگر هم در بانکوک دارد. مرضیه جعفری، زنی که سال گذشته با اقتدار تمام عنوان بهترین سرمربی فوتبال زنان آسیا را به دست آورد و نام خود را به عنوان اولین سرمربی (مرد یا زن) ایرانی فاتح این جایزه در تاریخ ثبت کرد، حالا دوباره در فهرست نهایی حضور دارد. داستان مرضیه جعفری، داستان غلبه بر محدودیتهاست. او که سال گذشته قله آسیا را فتح کرد، حالا برای دومین سال پیاپی کاندیدا شده تا یک دبل تاریخی را رقم بزند. اما دفاع از عنوان قهرمانی همیشه سختتر از به دست آوردن آن است. امسال، کنفدراسیون فوتبال آسیا رقبای سرسختی را در کنار نام او قرار داده است. ما ژیاژو، سرمربی تیم زیر ۱۷سال چین، با سیستمی مبتنی بر نظم و تاکتیکپذیری شرقی، و پارک یون جئونگ، سرمربی تیم زیر ۲۰سال کرهجنوبی، با ایدههای مدرن و تهاجمی، رقبای جعفری در این مسیر دشوار هستند. با این حال، تفکرات ناب تاکتیکی جعفری و کاریزمای بینظیر او در هدایت تیمش، شانس او را برای ایستادن دوباره بر بام آسیا زنده نگه داشته است.
فوتبال ایران هرگاه در چمن به مشکل خورده، روی پارکتهای سالنهای فوتسال جبران کرده است. سال گذشته، سالار آقاپور با تکنیک چشمنوازش جایزه بهترین فوتسالیست سال قاره کهن را به تهران آورد. حالا در سال ۲۰۲۶، کنفدراسیون فوتبال آسیا فهرستی را منتشر کرده که در آن نام دو غول فوتسال ایران دیده میشود؛ حسین طیبی، لژیونر و ستاره بیبدیل سالهای اخیر فوتسال ایران و جهان در کنار سعید احمدعباسی. احمدعباسی که پیش از این در سال ۲۰۲۴ طعم شیرین کسب عنوان بهترین بازیکن سال آسیا را چشیده بود، حالا پس از دو سال، دوباره فرصت دارد تا این افتخار را تکرار کند. رقیب آنها در این مسیر، محمد عثامانموسی است. حضور دو ایرانی در میان سه نامزد نهایی فوتسال، نشان از سلطه بلامنازع و پایانناپذیر فوتسال ایران بر قاره کهن دارد؛ جایی که تکنیک ناب ایرانی، هر حریفی را به زانو درمیآورد.
بیرانوند در یک قدمی تاریخسازی است، اما مسیر رسیدن به توپ طلای آسیا از میان آتش میگذرد. رقبای او برای فتح این جایزه، دو تن از بهترین و آمادهترین ستارگان فوتبال عربستان هستند؛ سالم الدوساری و فراس البریکان. اما بیرانوند پیش از این نشان داده که تخصصش، مهار کردن ستارههای غیرقابل مهار است
اما حضور نام فدراسیون فوتبال ایران در بخش جایزه ویژه رئیس AFC برای فوتبال پایه در کنار غولهای برنامهمحوری چون ژاپن و استرالیا، بیشتر به یک شوخی تلخ و از عجایب روزگار شبیه است تا یک دستاورد واقعی. وقتی به ویترین فوتبال پایه ایران نگاه میکنیم، جز ناکامیهای سریالی، حذفهای زودهنگام و بیبرنامگی مطلق چیزی به چشم نمیخورد. چگونه فدراسیونی که تیمهای ملی نوجوانان، جوانان و امید آن یکی پس از دیگری در مسابقات قارهای طعم تلخ شکست و حذف را میچشند و حسرت صعود به المپیک برای فوتبال ما به نیم قرن نزدیک میشود، میتواند کاندیدای توسعه فوتبال پایه باشد؟ در کشوری که باشگاههای لیگ برتریاش حتی از داشتن یک زمین چمن و تمرین استاندارد برای آکادمیهای خود محروماند و تیمهای پایه اغلب به منبعی برای درآمدزایی دلالان و بازیکنپولیها تبدیل شدهاند، دریافت یا حتی نامزدی چنین جایزهای توهینی آشکار به مفهوم توسعه است. ژاپن با برنامههای توسعهمحور و استرالیا با سرمایهگذاری عظیم در مدارس فوتبال، خروجی آکادمیهای خود را به برترین لیگهای اروپایی صادر میکنند؛ اما در ایران، فوتبال پایه یعنی رها شدن استعدادهای ناب در شهرستانها و فقدان هرگونه لیگ منظم و پویا در ردههای سنی پایین. به نظر میرسد معیارهای کنفدراسیون فوتبال آسیا برای این انتخاب، تنها به چند گزارش کاغذی، فرمهای پرشده و پاورپوینتهای پرزرقوبرق ارسالی از سوی فدراسیوننشینها محدود شده است؛ مستنداتی که هیچ نسبتی با واقعیت اسفناک آکادمیها در ایران ندارند. این نامزدی نهتنها جای افتخار و بالیدن ندارد، بلکه باید آینهای باشد تا مدیران فوتبال ما ناکارآمدی و شکستهای پیاپی ساختار پایه را در آن ببینند، نه آنکه پشت این سراب قارهای پنهان شوند.
در میان تمام این اخبار مسرتبخش، یک حسرت بزرگ نیز در فهرست AFC به چشم میخورد. در بخش انتخاب بهترین لژیونر مرد سال قاره کهن، جای خالی دو ستاره خط حمله تیم ملی، یعنی مهدی طارمی و سردار آزمون، به شدت احساس میشود. سال گذشته طارمی تا یک قدمی این جایزه رفت اما در نهایت لی کانگاین از پاریسنژرمن آن را تصاحب کرد. امسال اما عرصه لژیونرها به تسخیر بازیکنان شرق آسیا درآمده است. آیاسه اوئدا (ستاره ژاپنی فاینورد)، هوانگ اینبئوم (هافبک خلاق کرهای که از فاینورد به پورتو کوچ کرد) و لی کانگاین (که حالا با پیراهن اتلتیکو مادرید میدرخشد)، سه گزینه نهایی این بخش هستند. غیبت طارمی و آزمون، یادآور این نکته است که رقابت در بالاترین سطح فوتبال آسیا تا چه حد بیرحمانه و فشرده است و درخشش در اروپا، نیازمند استمراری بیوقفه است.
نوزدهم نوامبر، تنها یک تاریخ در تقویم نیست؛ بلکه میتواند روزی باشد که تاریخ فوتبال ایران دوباره نوشته میشود. از یک سو مرضیه جعفری میتواند ثابت کند که نبوغ زنان ایرانی در عرصه مربیگری، یک جرقه زودگذر نبوده و از سوی دیگر، ستارگان فوتسال آمادهاند تا تاج و تخت خود را حفظ کنند. اما در مرکز تمام این اتفاقات، داستان علیرضا بیرانوند قرار دارد. دروازهبانی با دستهای بلند، پرتابهای تاریخی و قلبی که به وسعت یک ملت میتپد. او حالا در ۳۴سالگی، پختهتر، آرامتر و باانگیزهتر از همیشه است. رقابت با الدوساری و البریکان سخت است، اما برای مردی که سالها پیش سختیهای زندگی را یکی پس از دیگری مهار کرده، هیچ توپی غیرقابل مهار نیست. آیا دستان پینهبسته پسرک خرمآبادی، سرانجام در بانکوک، توپ طلای آسیا را به آسمان خواهد برد؟ آیا او میتواند به سالها سلطه بازیکنان هجومی بر این جایزه پایان دهد و ثابت کند که ارزش نجات دادن یک دروازه، کمتر از فرو ریختن آن نیست؟ فوتبال ایران نفسهایش را در سینه حبس کرده است؛ به امید شبی که بانکوک، به احترام بیرو بایستد و کف بزند. شبی برای طلسمشکنی، شبی برای تاریخسازی و شبی برای لمس یک رویای طلایی.
دیدگاه تان را بنویسید