مستمریبگیران همه صندوقهای بازنشستگی زیر بار هزینههای درمانی له شدهاند
«حقوق ریالی، داروی دلاری»؛ و استیصال بازنشستگان بیمار
«همان دارویی که تا چند ماه پیش رایگان دریافت میکردم، حالا ۸ میلیون تومان قیمت دارد». این یکی از چندین روایت درباره دشواریهای تازه بازنشستگان در دسترسی به خدمات درمانی است؛ روایاتی که از کاهش پوشش بیمهای دارو و آزمایش تا محدودیت در تعداد داروهای تحویلی و پیچیدگی فرآیند تایید نسخهها را دربرمیگیرد اما چه چیزی در ماههای اخیر تغییر کرده است؟
به گزارش فرارو، حقوق ناکافی در برابر هزینههای رو به افزایش زندگی، تغییر در سقف تعهدات بیمهای، پیچیدهتر شدن فرآیند دریافت برخی داروها و محدود شدن پوشش بخشی از خدمات درمانی، ازجمله مشکلاتی است که بازنشستگان با آن مواجهاند. در این میان، تجربه بازنشستگان در سه گروه لشگری، کشوری و تامین اجتماعی یکسان نیست و به نظر میرسد بازنشستگان تامین اجتماعی با مسائل گستردهتری در حوزه درمان مواجه شدهاند.
براساس برخی برآوردها، نزدیک به ۷۵درصد بازنشستگان کشور تحت پوشش دو صندوق بازنشستگی کشوری و تامین اجتماعی قرار دارند. بنابراین هر تغییر در کیفیت و میزان خدمات درمانی این دو صندوق، بخش قابل توجهی از جمعیت بازنشسته کشور را تحت تاثیر قرار میدهد.
روایتهایی از درمانی که هر روز دشوارتر میشود
در یکی از موارد، خانوادهای برای یافتن تخت خالی در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانهای دولتی، بیمار خود را میان چند بیمارستان جابهجا کردند اما تخت خالی پیدا نشد. در نهایت، بیمارستان خصوصی تنها گزینه باقیمانده بود؛ انتخابی که هزینههای سنگینی به خانواده تحمیل کرد.
مسئولان بیمارستان اعلام کرده بودند که سقف بیمه در صورت نیاز شارژ خواهد شد اما هزینه هر شب بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان خصوصی، حدود سه برابر حقوق پایه یک مادر بازنشسته بود. چنین تجربهای اگرچه شدیدترین شکل مواجهه بازنشستگان با هزینههای درمان است اما مشکلات درمانی این گروه به بستری در بیمارستان و هزینههای سنگین محدود نمیشود و گاهی به روزمرگی پیوند میخورد.
«ناظری» یکی از بازنشستگان لشگری میگوید طی سه تا چهار ماه اخیر برای دریافت برخی داروها با فرآیند پیچیدهتری مواجه شده. او میگوید: «برای خرید تعدادی انسولین باید از چند بخش تاییدیه بگیریم. این نظام اداری طاقتفرساست. برخی از داروها نیز در نهایت تایید نمیشود و باید آن را به شکل آزاد تهیه کنیم». «رضا» یکی دیگر از بازنشستگان لشگری از تغییر در پوشش هزینه آزمایشها میگوید: «اگر آزمایشها پیشتر کاملا توسط بیمه پرداخت میشد، در حال حاضر یکسوم آن را دریافت میکنند. برخی از آزمایشهای خاص نیز از پوشش بیمه خارج شدهاند».
وقتی نوبت درمان به بعد موکول میشود
تجربه بازنشستگان کشوری در این میان متفاوت است. «اکبر» بازنشسته کشوری و از کارکنان سابق صنعت نفت، میگوید در مجموع از خدمات بیمه درمانی رضایت دارد اما در برخی خدمات با محدودیت مواجه شده است. او میگوید: «مثلا اگر به چشمپزشک مراجعه کنیم باید با دستگاه حاضر معاینه شویم. اگر نیاز به دستگاه پیشرفتهتری داشته باشیم، باید به سراغ مطب دیگری برویم و هزینه را آزاد پرداخت کنیم». به گفته او، در صورت مراجعه به بیمارستانهای طرف قرارداد، هزینههای درمان تحت پوشش قرار میگیرد. با این حال، روایت برخی دیگر از بازنشستگان کشوری متفاوت است. یکی از آنها میگوید: «صفهای طولانی، نوبتدهی دیر به دیر و نبود برخی امکانات در بیمارستانهای طرف قرارداد سبب میشود که مجبور شویم به سراغ بیمارستان دیگری برویم و هزینه کامل بپردازیم».
«فرزانه» یکی دیگر از بازنشستگان میگوید: «وقتی امروز نیاز به سیتیاسکن دارم، نوبت برای دو هفته دیگر به چه درد من میخورد؟». در واقع، برای بخشی از بازنشستگان، مساله صرفا میزان پوشش بیمه نیست زمان دسترسی به خدمات نیز به یکی از موانع دریافت درمان تبدیل شده است. خدماتی که از نظر بیمه تحت پوشش قرار دارند اما ممکن است فاصله میان نیاز فوری بیمار و زمان دریافت خدمت، استفاده از آن پوشش را عملا دشوار کند.
تامین اجتماعی؛ روایتهای پررنگتر از کاهش پوشش
«معصومه» بازنشسته تامین اجتماعی، روایت متفاوتی از وضعیت درمان دارد و میگوید: «ممکن است پزشک تجویز کرده باشد که هر سه ماه آزمایش خاصی را انجام دهیم اما بیمه تنها یک دوره از این آزمایش را پوشش میدهد».
«ناهید» یکی دیگر از بازنشستگان تامین اجتماعی نیز میگوید: «پوشش برخی از داروها کم شده یا به طور کلی از پوشش بیمه خارج شده». او از الزام به برخی آزمایشهای مربوط به زنان سخن میگوید که هیچ یک تحت پوشش بیمه نیست و جملگی به صورت آزاد محاسبه میشود. روایت مشابهی از سوی «قدسی» مستمریبگیر لشگری مطرح میشود. او که به بیماری قلبی مبتلاست، میگوید: «تا حدود سه یا چهار ماه پیش داروها رایگان بود یا برای داروی ۶ میلیونی حدود یک میلیون تومان دریافت میشد اما در حال حاضر برخی از این داروها به شکل کلی آزاد شدهاند».
او به تغییر دیگری نیز اشاره میکند: «پیشتر اگر پزشک برای سه ماه دارو مینوشت، کل دارو را تحویل میدادند اما در حال حاضر بخشی از دارو و برای چند روز را تحویل میدهند». «نظامی» یکی دیگر از بازنشستگان لشگری از تغییر در شرایط تجویز برخی داروها میگوید: «پیشتر اگر داروهای خاص توسط پزشک عمومی نوشته میشد، توسط بیمه پرداخت میشد اما حالا فقط با تجویز دکتر متخصص دارو دریافت میشود».
این محدودیت برای بیمارانی که داروهایشان به صورت مستمر و بلندمدت تجویز شده، اهمیت بیشتری دارد، بهخصوص زمانی که دسترسی به پزشک متخصص آسان نباشد و قطع یا تاخیر در مصرف دارو، سلامت بیمار را با خطر مواجه کند. در سوی دیگر، یک فرهنگی بازنشسته که در گروه بازنشستگان کشوری قرار میگیرد، از افزایش سهم پرداختی بیمه گلایه دارد. او میگوید: «هزینه بیمه برای فرهنگیان افزایش یافته و از مبلغ حقوقمان مقدار بیشتری کم میشود. این واقعا دردسرساز است».
با این حال، در میان روایتهای مختلف، گلایه بازنشستگان تامین اجتماعی از کاهش پوشش دارو و خدمات درمانی پرتکرارتر است. «سمیه» یکی از بازنشستگان تامین اجتماعی، این وضعیت را چنین توصیف میکند: «بازنشسته یعنی چه؟ یعنی عبور از ۵۰ سالگی و ورود به بیماریها اما با این وضعیت هزینه دارو و درمان، توجه به آن از اولویت اول به اولویت چهارم رسیده».
حقوق ریالی است اما هزینه دارو با دلار بالا میرود
«علی دهقانکیا» رئیس کانون کارگران بازنشسته تهران با مرور مشکلات پیشآمده برای بازنشستگان تامین اجتماعی میگوید: «دارو و مسائل درمانی براساس همان ارز و دلار و موارد مشابه قیمتشان افزایش پیدا میکند اما حقوقی که ما دریافت میکنیم براساس ریال افزایش پیدا میکند. بنابراین این تفاوت قیمت وجود دارد و مستقیما خود را بر زندگی بازنشستگان نشان میدهد».
دهقانکیا معتقد است کاهش پوشش دارویی یکی از مهمترین بخشهای این فشار است و میگوید: «نزدیک ۵۰۰ قلم دارو از شمول بیمه خارج شده. این یک بخش از فشار به بازنشستههاست. از طرف دیگر، وقتی ارز ترجیحی برداشته شد و ارز نیمایی و آزاد مطرح شد، دولت اعلام میکند که همچنان ارز ترجیحی را برای خرید دارو داریم اما عملا همان موقع یک جهش سهبرابری قیمت برای داروها داشتیم که الان حدود شش برابر شده است».
به گفته او، افزایش هزینه دارو با افزایش مستمری بازنشستگان همخوانی نداشته است: «این در حالیست که حقوق مردم در این فاصله شش برابر نشده. ممکن است مثلا یک یا یکدهم اضافه شده باشد. منظورم از یکدهم این است که اگر قیمت دارو شش برابر شده، حقوق ما یکدهم شده؛ یعنی یک برابر و ۲۰درصد بالاتر. فاصلهای که داریم، آن گپی که اینجا باقی میماند، باید یا از طریق تامین اجتماعی جبران شود و این خدمات به ما ارائه شود که قطعا این اتفاق نمیافتد یا خود بازنشسته بخواهد هزینه آن را پرداخت کند که توان پرداختش را ندارد».
بالای ۴۰۰هزار میلیارد تومان کسری داریم
رئیس کانون کارگران بازنشسته تهران با اشاره به گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس درباره وضعیت تامین اجتماعی میگوید: «مرکز پژوهشهای مجلس از سال ۱۳۸۹ تا سال ۱۳۹۵ عملکرد دولت را بررسی کرد و آن زمان اعلام کرد که اگر تامین اجتماعی با همین فرمان ادامه پیدا کند، در سال ۱۴۰۴ با ۱۲۰هزار میلیارد تومان کسری مواجه خواهیم شد و با یک بحران مواجه میشویم».
او ادامه میدهد: «الان ما به بالای ۴۰۰هزار میلیارد تومان کسری رسیدهایم و یک بحران در حال شکلگیری است. ما در رابطه با بخش درمان واقعا بحران و مشکل داریم و بازنشستههای ما الان دچار مشکل شدهاند».
به گفته او، تعهدات در عمل به بدهی دولت به سازمان تبدیل شده: «طبق ماده ۲۸ قانون تامین اجتماعی، دولت باید 3درصد حق بیمه را بدهد اما نمیدهد. ۲۶ قانون هم وجود دارد که سالانه دولت مثلا همین امسال ۳۴۴هزار میلیارد تومان، براساس ۳۰درصد تورم پیشبینیشده، ما خدمات ارائه دادیم و در مقابل قرار بود ۲۷۷هزار میلیارد تومان به ما پرداخت شود».
تامین اجتماعی به حق بیمههای امروز وابسته شده است
در ادامه، بحث به وضعیت بازنشستگان کشوری و لشگری میرسد؛ گروههایی که آنها نیز از وضعیت معیشت و درمان خود گلایه دارند. دهقانکیا در مقایسه میان این صندوقها میگوید: «برای آنها بودجه در نظر گرفته شده و دولت اجرا میکند اما در مورد تامین اجتماعی، سیاست بر این بود که مدیران، حق بیمه ما را بهروز کنند. امروز که من بازنشسته میشوم، باید از محل همان پولی که از من گرفتهاند، مستمریم پرداخت شود».
او معتقد است عدم انجام این کار، تامین اجتماعی را به جریان ورودی حق بیمه وابسته کرده: «چون مدیران این کار را انجام ندادند، اکنون ما وابسته به پول حق بیمهای شدهایم که دریافت میکنیم. اگر شرکتی مثلا تعطیل شود یا نیرو تعدیل کنند یا بیمهپردازی آنها کاهش پیدا کند یا بیکاری افزایش پیدا کند، همه اینها در نقدینگی تامین اجتماعی و پرداخت حقوق بازنشستگان مشکل ایجاد میکند».
بازنشسته مجبور است دوباره سر کار برود
یکی دیگر از محورهای مورد اشاره دهقانکیا، بازگشت بخشی از بازنشستگان به بازار کار برای جبران شکاف میان درآمد و هزینههای زندگی است. او با اشاره به افزایش مستمری در سال گذشته و فاصله آن با هزینههای زندگی میگوید: «وقتی حقوق سال گذشته ۱۰ میلیون تومان بود، ۶۰درصد افزایش دادند و شد ۱۶ میلیون. همان موقع، در جلسه آخرین سال ۱۴۰۴ گفتند که سبد معیشت خانوار ۴۳ میلیون تومان است یعنی از ۴۳ میلیون تومانی که در پایان سال ۱۴۰۴ سه گروه به آن رسیدند، حقوقی که برای حداقلبگیر در نظر گرفتند، ۱۶ میلیون و ۳۰۰هزار تومان بود؛ تقریبا یکسوم».
او ادامه میدهد: «اما الان چه اتفاقی افتاده؟ شش ماه اول، آن رقم ۴۳ میلیون تومان به حدود ۹۰ میلیون تومان رسیده ولی حقوق ما تغییر نکرده یعنی میشود تقریبا یکپنجم آن مبلغ سبد معیشت خانوار».
از نگاه دهقانکیا، همین فاصله میان مستمری و هزینههای زندگی، برخی بازنشستگان را ناچار به انجام ورود به شغلی جدید کرده: «این کسری باعث میشود یک بازنشسته در بدترین شرایط شغل دیگری دست و پا کند. یا از طریق تاکسی اینترنتی باشد یا یکسری وسایل بگیرد و بخواهد بفروشد یا کارهایی مانند نگهبانی انجام دهد یا مجددا به کار گذشته خود بازگردد».
دهقانکیا در پایان به تصمیمات احتمالی درباره دستمزدها نیز اشاره میکند: «دولت قرار بود براساس همان آخرین جلسهای که در سال ۱۴۰۴ برگزار شد، در نیمه دوم سال، یعنی در اول مهر، درباره دستمزد تصمیمی بگیرد». او میگوید: «تا آنجا که ما شنیدهایم، این جلسه تشکیل شده و یکسری عدد و رقم هم مشخص شده. منتها این اعداد و ارقام برای دولت ارسال شده تا دولت آنها را تایید کند و بعد اعلام شود چون تا زمانی که دولت تایید نکند، این اعداد و ارقام اعلام نمیشود».
دیدگاه تان را بنویسید