آب؛ بهانه بازگشت جنگ به شاخ آفریقا

رامین پرتو

تنش میان اتیوپی، اریتره و مصر در روزهای اخیر از سطح اختلافات سیاسی و مواضع متقابل فراتر رفته و به مرحله‌ای رسیده که هم‌زمان ابعاد دیپلماتیک، امنیتی، نظامی و ژئوپلیتیکی به خود گرفته است. اتیوپی اول اکتبر سفارت خود در اسمره را بست و ۱۰ دیپلمات اریتره‌ای را به اتهام فعالیت‌هایی که تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی این کشور میدانست، عنصر نامطلوب اعلام کرد. اریتره نیز در واکنش، قطع کامل روابط دیپلماتیک با اتیوپی را اعلام کرد.

هم‌زمان، آدیس‌آبابا یک دیپلمات مصری را اخراج کرد و قاهره نیز در اقدامی متقابل، یک دیپلمات اتیوپیایی را از خاک خود بیرون راند. این تحولات در شرایطی رخ داده که از اواخر سپتامبر، درگیری‌های شدیدی میان نیروهای فدرال اتیوپی و ائتلاف مسلح به رهبری جبهه آزادی‌بخش خلق تیگرای در شمال این کشور آغاز شده و دامنه آن به عفر و امهره نیز کشیده شده است.

بنابراین، آنچه امروز در ظاهر یک بحران دیپلماتیک میان سه پایتخت است، در واقع حاصل تلاقی چند پرونده قدیمی و جدید است که میراث جنگ اتیوپی و اریتره، مسئله دسترسی اتیوپی به دریای سرخ، مناقشه سد النهضه میان قاهره و آدیس‌آبابا، بحران تیگرای و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای بر سر آینده شاخ آفریقا را در خود دارد.

از استقلال اریتره تا دسترسی به آب

ریشه اصلی بی‌اعتمادی میان اتیوپی و اریتره به تاریخی بازمی‌گردد که هنوز در محاسبات امنیتی دو کشور زنده است. اریتره پس از جنگ جهانی دوم در چارچوب فدراسیونی با اتیوپی قرار گرفت، اما اتیوپی در سال ۱۹۶۲ این ساختار را لغو و اریتره را به یک استان تبدیل کرد. جنگ استقلال نزدیک به سه دهه ادامه یافت و سرانجام با شکست حکومت منگستو و پیروزی نیروهای اریتره در سال ۱۹۹۱، اریتره عملاً از اتیوپی جدا شد و استقلال رسمی آن در سال ۱۹۹۳ تثبیت شد.

جنگ ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ نیز نشان داد که اختلاف دو کشور صرفاً مسئله مرزی نیست و با تصور آنها از امنیت ملی، حاکمیت و دسترسی به منابع حیاتی پیوند دارد. توافق صلح ۲۰۱۸ میان آبی احمد و ایسایاس آفورقی برای مدتی امید به پایان این چرخه را ایجاد کرد، اما این نزدیکی پایدار نماند و اریتره در جنگ تیگرای ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ در کنار نیروهای دولت اتیوپی قرار گرفت، ولی در توافق صلح پرتوریا در نوامبر ۲۰۲۲ طرف مستقیم توافق نبود و روابط دو کشور بعدها بار دیگر رو به تیرگی گذاشت.

عامل مهم دیگر، وضعیت جغرافیایی اتیوپی است. این کشور پس از استقلال اریتره به کشوری محصور در خشکی تبدیل شد و بخش عمده تجارت خارجی خود را از مسیر جیبوتی انجام می‌دهد. از همین رو، دسترسی مستقل و پایدار به دریای سرخ برای آدیس‌آبابا تنها یک هدف اقتصادی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با امنیت ملی و کاهش وابستگی به مسیرهای خارجی تلقی می‌شود.

در مقابل، اریتره هرگونه تلاش اتیوپی برای دستیابی به حضور دریایی یا بندری در سواحل این کشور را با حساسیت شدید دنبال می‌کند. اریتره در واکنش اخیر نیز آدیس‌آبابا را متهم کرده که در پی دسترسی به بنادر و مناطق ساحلی آن است؛ اتهامی که نشان می‌دهد مسئله دریا اکنون به یکی از مهم‌ترین نقاط برخورد دو کشور تبدیل شده است.

سد النهضه و تیگرای، دو بحران به‌هم‌پیوسته

تنش اتیوپی و مصر نیز سابقه‌ای مستقل دارد که مهم‌ترین محور آن سد بزرگ رنسانس اتیوپی یا «سد النهضه» است. اتیوپی این پروژه را ابزاری برای تولید برق، توسعه صنعتی و افزایش ظرفیت اقتصادی خود می‌داند، در حالی که مصر امنیت آبی خود را به جریان رود نیل وابسته می‌داند و خواستار ترتیبات حقوقی الزام‌آور درباره بهره‌برداری از سد، به‌ویژه در دوره‌های خشکسالی، است.

درگیری کنونی اگر در مرزهای داخلی اتیوپی باقی نماند، می‌تواند بر اریتره، سودان و مسیرهای تجاری منطقه اثر بگذارد و این در حالیست که کنترل یا تهدید مسیرهای منتهی به جیبوتی نیز اهمیت ویژه دارد، زیرا وابستگی بالای تجارت اتیوپی به این کریدور، زایش بحران را رقم می‌زند

از این منظر، سد النهضه صرفاً یک پروژه عمرانی نیست؛ بلکه نمادی از دو برداشت متفاوت از حق توسعه و امنیت آبی است. برای آدیس‌آبابا، کنترل بیشتر بر منابع آبی بخشی از توسعه ملی است و برای قاهره، هرگونه کاهش قابل توجه و مستمر جریان آب می‌تواند تبعات اقتصادی و اجتماعی جدی داشته باشد.

در سال ۲۰۲۶، این اختلاف با مسئله اریتره نیز پیوند بیشتری پیدا کرده است. مصر و اریتره طی ماه‌های اخیر تماس‌های سیاسی و اقتصادی خود را افزایش داده‌اند و مقام‌های مصری بر حمایت از حاکمیت و تمامیت ارضی اریتره تأکید کرده‌اند. دیدارهای سطح بالای دو کشور و گفت‌وگو درباره همکاری در دریای سرخ نشان می‌دهد قاهره، اریتره را یکی از بازیگران مهم معادلات امنیتی منطقه می‌داند.

در سوی دیگر، بحران داخلی اتیوپی نیز به این معادله اضافه شده است. درگیری‌های جدید میان دولت فدرال و نیروهای تیگرای از ۲۳ سپتامبر شدت گرفته و به مناطق همجوار سرایت کرده است. فرمانده ارتش اتیوپی، اریتره، مصر و سودان را به حمایت از ائتلاف مخالف دولت متهم کرده است؛ اما اریتره، مصر و سودان این اتهامات را رد کرده‌اند.

در نتیجه، یک چرخه امنیتی شکل گرفت؛ به گونه‌ای که آدیس‌آبابا مسئله تیگرای را بخشی از تهدید خارجی می‌بیند، در حالی که همسایگان آن، جاه‌طلبی‌های دریایی و امنیتی اتیوپی را منشأ نگرانی می‌دانند. همین درهم‌تنیدگی، خطر تبدیل یک بحران داخلی به بحران منطقه‌ای را افزایش داده است.

پیامدهای منطقه‌ای و نقش بازیگران خارجی

مهم‌ترین پیامد احتمالی تشدید این بحران، گسترش جغرافیایی ناامنی در شمال و شاخ آفریقاست. درگیری کنونی اگر در مرزهای داخلی اتیوپی باقی نماند، می‌تواند بر اریتره، سودان و مسیرهای تجاری منطقه اثر بگذارد. کنترل یا تهدید مسیرهای منتهی به جیبوتی نیز اهمیت ویژه دارد، زیرا وابستگی بالای تجارت اتیوپی به این کریدور، هرگونه بی‌ثباتی در شمال کشور را به مسئله‌ای اقتصادی و منطقه‌ای تبدیل می‌کند.

از سوی دیگر، قرار گرفتن این بحران در مجاورت دریای سرخ و تنگه باب‌المندب اهمیت آن را چند برابر می‌کند. این منطقه هم‌زمان محل رقابت بر سر تجارت دریایی، امنیت انرژی، بنادر و نفوذ نظامی است. کمیسیون اتحادیه آفریقا نیز در اول اکتبر نسبت به افزایش تنش میان سه کشور ابراز نگرانی کرد و خواستار حفظ کانال‌های ارتباطی، خویشتنداری و حل اختلافات از طریق گفت‌وگو شد.

اما درباره نقش دولت‌های خارجی، شواهد موجود بیشتر از «رقابت و اثرگذاری خارجی» حکایت دارد تا اثبات یک طرح واحد برای ایجاد جنگ. امارات متحده عربی روابط اقتصادی و امنیتی مهمی با اتیوپی دارد و در معادلات بندری و دریای سرخ حضور پررنگی دارد. در مقابل، مصر در سال ۲۰۲۶ روابط خود با اریتره را تعمیق کرده است. عربستان سعودی نیز در چارچوب نگرانی‌های خود درباره امنیت دریای سرخ، به دنبال نقش‌آفرینی بیشتر در این پهنه است. مطالعات منطقه‌ای نشان می‌دهد رقابت عربستان و امارات نیز به یکی از لایه‌های مؤثر بر سیاست شاخ آفریقا تبدیل شده است.

اتیوپی پس از استقلال اریتره به کشوری محصور در خشکی تبدیل شده و بخش عمده تجارت خارجی خود را از مسیر جیبوتی انجام می‌دهد و از همین رو، دسترسی مستقل و پایدار به دریای سرخ برای آدیس‌آبابا تنها یک هدف اقتصادی نیست، بلکه موضوعی مرتبط با امنیت ملی و کاهش وابستگی به مسیرهای خارجی تلقی می‌شود

جنگ سودان نیز این معادله را پیچیده‌تر می‌کند. گزارش‌های سازمان ملل از نقش حمایت خارجی در تداوم جنگ سودان خبر داده‌اند و اتهام‌هایی درباره شبکه‌های تسلیحاتی مرتبط با بازیگران خارجی مطرح شده است؛ با این حال، این گزارش‌ها را نباید به‌طور خودکار به معنای دخالت مستقیم همین دولت‌ها در بحران سه‌جانبه اتیوپی، اریتره و مصر تعبیر کرد.

در نهایت، آنچه اکنون قابل مشاهده است، شکل‌گیری یک شبکه از منافع متقاطع است؛ به صورتی که اتیوپی به دنبال امنیت و دسترسی دریایی و توسعه اقتصادی است؛ اریتره بر حاکمیت و جلوگیری از فشار اتیوپی تأکید دارد؛ مصر امنیت آب نیل و موازنه قدرت در دریای سرخ را دنبال می‌کند و بازیگران خارجی نیز هر یک بخشی از منافع اقتصادی، امنیتی یا ژئوپلیتیکی خود را در منطقه پیگیری می‌کنند.