تکاپو برای معماری جدید امنیتی در خاورمیانه

رامین پرتو

سفر ناگهانی و بی‌سابقه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به ابوظبی بلافاصله پس از بازگشت از نیویورک، بیش از آنکه یک دیدار تشریفاتی باشد، نشانه‌ای از پیچیده‌تر شدن محاسبات امنیتی و دیپلماتیک اسرائیل در منطقه است. این سفر در شرایطی انجام شد که نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با انتقادهای گسترده و خروج ده‌ها هیأت دیپلماتیک از سالن مواجه شد و همزمان، گزارش‌های تازه درباره هشدارهای پیش از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، فشار سیاسی بر او را افزایش داده است.

خبرگزاری رسمی امارات (وام) اصل سفر نتانیاهو در روز یکشنبه و دیدار او با محمد بن‌زاید آل‌نهیان، رئیس امارات، را تأیید کرده و گفته است دو طرف درباره روابط دوجانبه و راه‌های تقویت و توسعه آن گفت‌وگو کرده‌اند. دفتر نخست‌وزیری اسرائیل نیز سفر را به دعوت رئیس امارات و با هدف تقویت روابط و بررسی چالش‌های منطقه‌ای اعلام کرده است.

با این حال، اهمیت سفر در جزئیاتی فراتر از بیانیه‌های رسمی نهفته است؛ جزئیاتی که از یک سو به پرونده هشدارهای پیش از ۷ اکتبر و از سوی دیگر به ایران، یمن و معماری امنیتی جدید خلیج فارس مربوط می‌شود.

۷ اکتبر و نیازهای امنیتی ابوظبی

یکی از مهم‌ترین دلایل احتمالی سفر نتانیاهو را باید در زمان‌بندی آن جست‌وجو کرد. تنها چند هفته پس از انتشار گزارش هاآرتص درباره هشدار ادعایی محمد بن‌زاید به نتانیاهو پیش از حمله ۷ اکتبر، نخست‌وزیر اسرائیل مستقیماً با همان مقام اماراتی دیدار کرد. بر اساس گزارش هاآرتص، بن‌زاید حدود ده روز پیش از حمله درباره احتمال یک عملیات بزرگ از سوی حماس هشدار داده بود؛ گزارشی که دفتر نتانیاهو آن را «دروغ مطلق» خوانده و رد کرده است. امارات نیز نه گزارش را تأیید کرده و نه تکذیب، بلکه گفته است کانال‌های ارتباطی مستقیم با اسرائیل وجود دارد و اطلاعات مرتبط از مسیر نهادهای مسئول منتقل شده است.

از همین رو، یکی از تفسیرهای مهم درباره سفر اخیر، تلاش نتانیاهو برای مدیریت پیامدهای سیاسی این پرونده است. آسوشیتدپرس و چند رسانه دیگر به نقل از منابع مطلع گزارش داده‌اند که موضوع هشدار پیش از ۷ اکتبر در دیدار ابوظبی مطرح بوده و نتانیاهو از بن‌زاید خواسته است گزارش منتشرشده را تکذیب کند. 

اما حتی مستقل از این اختلاف، یک واقعیت سیاسی وجود دارد و آن این است که بن‌زاید در حال حاضر یکی از معدود رهبران عرب است که اسرائیل با او کانال مستقیم و رسمی دارد و می‌تواند در حساس‌ترین پرونده‌های امنیتی و منطقه‌ای با او گفت‌وگو کند. بنابراین سفر نتانیاهو را می‌توان تلاشی برای حفظ این کانال در شرایطی دانست که فشارهای داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی بر دولت اسرائیل افزایش یافته است.

در سطحی گسترده‌تر، امارات برای اسرائیل فقط یک شریک عربی نیست؛ این کشور پس از توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۰ به یکی از مهم‌ترین کانال‌های ارتباطی اسرائیل با جهان عرب تبدیل شده است. از نگاه ابوظبی نیز رابطه با اسرائیل امکان دسترسی به همکاری‌های امنیتی، فناوری و ارتباطات گسترده‌تر با آمریکا را فراهم می‌کند. رویارویی نظامی اخیر با ایران نیز اهمیت این همکاری را افزایش داده است. رویترز گزارش داده که سه مقام اسرائیلی، تمرکز اصلی دیدار اخیر را ایران 

اعلام کرده‌اند.

شکل‌گیری گفت‌وگوی امنیتی 

چندجانبه

اگر گزارش‌های رسانه‌های اسرائیلی درباره حضور نمایندگانی از کشورهای عربی در رایزنی‌های ابوظبی درست باشد، اهمیت سفر نتانیاهو از سطح رابطه دوجانبه اسرائیل و امارات فراتر می‌رود. در این روایت‌ها از نمایندگانی از عربستان، اردن و مراکش نام برده شده است. 

بر این اساس مستندات منطقه‌ای نشان می‌دهد که ایران و یمن، یکی از محورهای طبیعی هر گفت‌وگوی امنیتی میان اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس است. رویترز نیز گزارش کرده است که مقام‌های اسرائیلی، تمرکز دیدار نتانیاهو و بن‌زاید را ایران عنوان کرده‌اند. از سوی دیگر، فشارهای امنیتی ناشی از حملات انصارالله به عربستان و تحولات دریای سرخ، نگرانی مشترکی برای برخی کشورهای عربی ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، مطرح شدن موضوع سامانه‌های دفاع هوایی نیز قابل فهم است. اگر اسرائیل بخواهد خود را به‌عنوان تأمین‌کننده بخشی از امنیت هوایی منطقه معرفی کند، طبیعی است که گفت‌وگو درباره ایران، موشک‌ها، پهپادها و تهدیدهای یمن در چنین نشست‌هایی جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. البته این به معنای شکل‌گیری یک ائتلاف رسمی ضدایرانی نیست. کشورهای عربی حاضر در معادله خلیج فارس، در کنار نگرانی‌های امنیتی، منافع اقتصادی، روابط با آمریکا، مناسبات با ایران و نگرانی از گسترش جنگ را نیز همزمان در نظر می‌گیرند.

در مورد لیبی نیز باید میان پرونده حفتر و نشست‌های احتمالی ابوظبی تفکیک قائل شد. گزارش درباره ورود صدام حفتر (فرزند ژنرال خلیفه حفتر) به امارات پس از نتانیاهو و دیدار او با مقام‌های اسرائیلی، بیشتر به تلاش جناح حفتر برای کسب حمایت سیاسی منطقه‌ای مربوط می‌شود و نمی‌توان صرفاً بر اساس همزمانی سفرها نتیجه گرفت که او بخشی از یک ائتلاف مشترک عربی علیه ایران بوده است.

اهمیت سفر 

در معماری جدید منطقه

اهمیت اصلی سفر نتانیاهو به ابوظبی را باید در سه سطح مناسبات اسرائیل و امارات، رقابت‌های امنیتی منطقه و وضعیت سیاسی شخص نتانیاهو بررسی کرد. از نظر دوجانبه، این سفر نشان می‌دهد که با وجود اختلافات جدی بر سر غزه و فشارهای منطقه‌ای، کانال اسرائیل و امارات همچنان فعال است. وام نیز بدون اشاره به جزئیات امنیتی، بر تقویت روابط دوجانبه تأکید کرده است.

از نظر منطقه‌ای، سفر در شرایطی انجام شده که کشورهای عربی با مجموعه‌ای از تهدیدهای درهم‌تنیده روبه‌رو هستند که ایران، انصارالله، امنیت کشتیرانی، حملات موشکی و پهپادی، آینده غزه و آینده روابط با اسرائیل را دربر می‌گیرد. بنابراین ابوظبی می‌تواند محلی برای هماهنگی غیررسمی درباره این پرونده‌ها باشد؛ هماهنگی‌ که الزاماً به معنای ایجاد ساختار نظامی مشترک نیست، اما می‌تواند تبادل اطلاعات، گفت‌وگو درباره دفاع هوایی و تنظیم مواضع سیاسی را دربرگیرد.

در سطح سوم، این سفر برای نتانیاهو دارای اهمیت داخلی است. گزارش‌های تازه درباره هشدارهای پیش از ۷ اکتبر در آستانه انتخابات اسرائیل، دوباره موضوع مسئولیت سیاسی و امنیتی او را برجسته کرده است. نتانیاهو این گزارش‌ها را رد کرده، اما اصل انتشار آنها باعث شده رابطه او با رهبران عربی که گفته می‌شود پیش از حمله هشدار داده‌اند، به موضوعی سیاسی تبدیل شود.

همزمان، صحنه بین‌المللی نیز برای نتانیاهو دشوارتر شده است. در سخنرانی اخیر او در مجمع عمومی سازمان ملل، ده‌ها نماینده سالن را ترک کردند؛ رخدادی که رویترز آن را نشانه فشار و انتقاد بین‌المللی توصیف کرده است. در چنین فضایی، سفر مستقیم به ابوظبی می‌تواند حامل این پیام باشد که اسرائیل هنوز از مسیر توافق ابراهیم و روابط با برخی دولت‌های عربی، ظرفیت ایجاد کانال‌های دیپلماتیک و امنیتی را در اختیار دارد.

از این منظر، سفر نتانیاهو را نباید صرفاً یک سفر رسمی یا دیدار دوجانبه تلقی کرد. این سفر در نقطه تلاقی سه بحران قرار گرفته است که بحران اعتبار امنیتی ناشی از پرونده ۷ اکتبر، بحران مشروعیت و فشار بین‌المللی ناشی از جنگ غزه و بحران امنیتی گسترده‌تر منطقه که ایران، یمن و آینده نظم خلیج فارس را در بر می‌گیرد، شامل خواهد شد.