نفوذ چین در منطقه چگونه تقویت شد؟

حملات غیرقانونی آمریکا علیه ایران که کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز به دلیل پاسخ ایران به این حملات با هدف قرار دادن پایگاه‌ها و منافع آمریکا در خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز به روی صادرات نفت و گاز آن‌ها درگیر آن کرد، تحقق سه هدف بلندمدت چین را تسریع کرده است: خاورمیانه‌ای که کمتر به آمریکا وابسته باشد، دنیایی که بیشتر به فناوری‌های حیاتی چینی وابسته باشد واعتباری برای پکن به عنوان یک قدرت جهانی جدی و پایدار.

نشریه فارن پالسی در گزارشی به تشریح این موضوع پرداخته و نوشت: پکن سعی نکرده است واشنگتن را به عنوان ضامن نظامی خاورمیانه جایگزین کند، چراکه این امر با تعهداتی پرهزینه همراه است. هدف آن ساده‌تر و ظریف‌تر بوده است: کمک به کشورهای حوزه خلیج فارس برای کمی فاصله گرفتن از مدار آمریکایی. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا بخش زیادی از این کار را برای شی جینپینگ، رئیس‌جمهور چین انجام داده است.

هم‌پیمانان آمریکا در منطقه خلیج فارس شاهد این بوده‌اند که واشنگتن جنگ علیه ایران را به شیوه نابسامانی پیش می‌برد و کمترین توجهی به خسارت‌های وارد شده به شهرها، زیرساخت‌ها و اقتصادهای این منطقه ندارد. خلیج فارس اکنون به دو اردوگاه تقسیم می‌شود: امارات متحده عربی به رژیم صهیونیستی و واشنگتن نزدیک‌تر می‌شود. اما گروه بزرگ‌تری که تحت رهبری عربستان سعودی و شامل قطر، عمان و شاید عراق و حتی ترکیه باشد، احتمالا به دنبال امنیت بلندمدت از طریق توازن ادامه روابط با ایالات متحد اما همچنین گفت‌وگو با ایران و بهبود روابط با چین خواهد بود. این دقیقا نظم منطقه‌ای مورد حمایت چین است. 

بیش از ۸۰ درصد صادرات دفاعی چین به غرب آسیا از سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵  به کشورهای حاشیه خلیج فارس بوده است. هیچ‌کس در تلاش نیست تا چتر امنیتی آمریکا را جایگزین کند اما آن‌ها می‌خواهند گزینه‌های مختلفی داشته باشند و گزینه‌ها قدرت نفوذ آمریکا را کاهش می‌دهند.

در ادامه این مطلب با اشاره به مزایای ژئو-اقتصادی جنگ آمریکا در غرب آسیا برای چین، مطرح شد: این جنگ به یک تبلیغ بزرگ برای فناوری‌های حیاتی چین تبدیل شده است. دولت‌ها در سراسر جهان در تلاشند تا انرژی خورشیدی، باتری‌ها، توربین‌های بادی، خودروهای برقی و شبکه‌هلای برق را تقویت کنند. چین حدود ۹۱ درصد از ظرفیت تولید پنل‌های خورشیدی جهانی و ۸۹ درصد از ظرفیت باتری‌های لیتیوم-یونی را کنترل می‌کند. شرکت‌های چینی حداقل ۷۰ درصد تقریبا تمام فناوری‌های انرژی پاک را تولید می‌کنند. هر چه ناامنی انرژی بیشتر ادامه یابد، جهان بیشتر به صنایعی که چین بر آن‌ها تسلط دارد، روی خواهد آورد.

فارن پالسی با ادعای این که ایران در زمان بسته بودن تنگه هرمز اجازه عبور برخی از نفت‌کش‌ها را به شرط تسویه معاملات با یوان را داده است، نوشت: این جنگ همچنین یک هدف کلیدی چین را پیش می‌برد که دلارزدایی از اقتصاد جهانی  است. چین و شرکای آن به طور موثری تجارت مبتنی بر یوان را گسترش داده‌اند تا در معرض تحریم‌های آمریکایی قرار نگیرند. این تغییر تدریجی خواهد بود اما روند اکنون غیرقابل انکار و به سمت تضعیف تسلط دلار است.  

در بخش پایانی این مطلب با اشاره به این که چین از آسیبی که به اعتبار آمریکا به دلیل محقق نشدن اهداف واهی اعلامی آن برای جنگ غیرقانونی علیه ایران وارد آمده، سود برده است، مطرح شد: ترامپ این جنگ را انتخاب کرد و در این فرایند ده‌ها میلیارد دلارهزینه کرد، مهمات آمریکا را هدر داد، دارایی‌های نظامی را از آسیا منتقل کرد، موجب نگرانی متحدان شد و نشان داد که حتی با قدرت عظیم آمریکا، یک راهبرد نادرست و تغییرات مداوم در تاکتیک‌ها نتایج بدی به بار می‌آورد. چین در این میان به به خرید نفت ایرانی ادامه داد، روابط خود را با کشورهای خلیج فارس حفظ کرد و از هزینه‌های دفاع از ایران یا تبدیل شدن به پلیس خاورمیانه  اجتناب کرد. این رویکرد مورد نظر پکن است-تقویت تدریجی نفوذ به جای درگیری‌های 

پردردسر.

این در حالیست که ایالات متحده همین حالا به دنبال آن است تا بتواند چین را از ناحیه تایوان مورد تهدید قرار دهد. در این خصوص لای چینگ‌تِه، رئیس‌جمهور تایوان (یکشنبه) گفت که این جزیره خودگردان باید برای حفاظت از «دموکراسی» خود همکاری کند و نباید بخشی از چین شود و در ادامه از اعضای حزب پیشروی دموکراتیک خواست که با «ترور سرخ» از سوی پکن مقابله کنند.

خبرگزاری رویترز گزارش داد: لای چینگ‌ته دو سال پیش انتخاب شد و حزب حاکم پیشرو دموکراتیک او بر هویت جداگانه تایوان از چین تاکید دارد؛ موضعی که اغلب خشم پکن را بر می‌انگیزد، چراکه چین تایوان را بخشی غیرقابل تفکیک از سرزمین خود می‌داند و تاکید کرده است در صورت لزوم، برای وحدت دوباره آن با چین، به زور متوسل خواهد شد.