رادیکالیسم سیاسی در واشنگتن

رامین پرتو

فضای سیاسی ایالات متحده در دومین دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، بیش از هر زمان دیگری نشانه‌های قطبی‌شدن و تشدید تنش‌های داخلی را بروز داده است. اگرچه کاخ سفید تلاش می‌کند تصویری از ثبات و کنترل اوضاع ارائه دهد، اما مجموعه تحولات چند ماه گذشته نشان می‌دهد که واشنگتن وارد مرحله‌ای تازه از رویارویی سیاسی شده است؛ مرحله‌ای که در آن اختلافات میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها تنها به رقابت‌های انتخاباتی محدود نیست و به حوزه امنیتی، اطلاعاتی، قضایی و حتی رسانه‌ای نیز کشیده شده است.

هرچه زمان برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره نزدیک‌تر می‌شود، دولت ترامپ نیز رویکرد تهاجمی‌تری در قبال مخالفان خود اتخاذ می‌کند. این رویکرد از معرفی جریان‌های چپ به عنوان تهدید امنیتی گرفته تا بازسازی ساختار نهادهای اطلاعاتی و برخورد با رسانه‌های منتقد، همگی نشان می‌دهد کاخ سفید در تلاش است تا فضای سیاسی آمریکا را به شکلی مدیریت کند که هزینه فعالیت برای مخالفان افزایش یابد.

در همین چارچوب، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، از مقام‌های بیش از ۶۰ کشور برای حضور در نشستی در واشنگتن با موضوع مقابله با آنچه «تروریسم فراملی چپ افراطی» خوانده شده دعوت کرده است. براساس اسناد منتشر شده، این نشست با هدف گسترش همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی میان متحدان آمریکا برگزار خواهد شد و کاخ سفید تلاش دارد تهدید جریان‌های چپ را به عنوان یک موضوع بین‌المللی معرفی کند.

در سال‌های اخیر شکاف میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها به سطحی رسیده که بسیاری از موضوعات ملی نیز از دریچه رقابت حزبی دیده می‌شود. ادامه سیاست‌های رادیکال دولت می‌تواند این شکاف را عمیق‌تر کرده و زمینه تنش‌های اجتماعی بیشتری را فراهم آورد

دولت ترامپ در اسناد رسمی خود تأکید کرده است که توانمندی‌های ضدتروریسم آمریکا برای اهداف حزبی مورد استفاده قرار نخواهد گرفت و شهروندان صرفاً به دلیل داشتن دیدگاه سیاسی متفاوت هدف قرار نمی‌گیرند. با این حال، همزمان شدن این اقدامات با افزایش فشار بر گروه‌هایی مانند آنتیفا و تلاش برای قرار دادن برخی از گروه‌های مرتبط با آن در فهرست سازمان‌های تروریستی، این گمانه را تقویت کرده که دولت در حال امنیتی کردن رقابت سیاسی داخلی است.

چرا ترامپ به دنبال  تضعیف چپ‌هاست؟

تمرکز دولت ترامپ بر مقابله با جریان‌های چپ، موضوع تازه‌ای نیست. او طی سال‌های گذشته بارها دموکرات‌ها، برنی سندرز، حلقه نزدیک به باراک اوباما و جناح مترقی حزب دموکرات را متهم کرده که با گرایش‌های سوسیالیستی و کمونیستی در پی تضعیف سرمایه‌داری آمریکایی هستند. اما اکنون این مواضع از سطح شعارهای انتخاباتی عبور کرده و به سیاست رسمی دولت تبدیل شده است.

علت اصلی این تغییر را باید در اهمیت انتخابات میان‌دوره‌ای جست‌وجو کرد. این انتخابات می‌تواند ترکیب کنگره را تغییر دهد و در صورت از دست رفتن اکثریت جمهوریخواهان، بخش مهمی از برنامه‌های ترامپ با مانع روبه‌رو شود. از همین رو، کاخ سفید تلاش می‌کند فضای انتخابات را به جای مسائل اقتصادی و معیشتی، حول محور امنیت ملی، مبارزه با افراط‌گرایی و مقابله با تهدیدهای داخلی سامان دهد.

این راهبرد چند هدف را به صورت همزمان دنبال می‌کند. نخست، بسیج پایگاه اجتماعی محافظه‌کاران و ایجاد انسجام در میان رأی‌دهندگان جمهوریخواه است. دوم، افزایش هزینه سیاسی برای دموکرات‌ها از طریق پیوند زدن برخی جریان‌های چپ با خشونت‌های خیابانی و اقدامات افراطی است. سوم، وادار کردن حزب دموکرات به دفاع از گروه‌هایی که دولت آن‌ها را تهدید امنیتی معرفی می‌کند؛ موضوعی که می‌تواند بر افکار عمومی اثرگذار باشد.

از سوی دیگر، ترامپ به خوبی می‌داند که رقابت انتخاباتی آینده تنها در حوزه اقتصاد تعیین نمی‌شود. او تلاش می‌کند انتخابات را به یک همه‌پرسی درباره امنیت، نظم اجتماعی و مقابله با افراط‌گرایی تبدیل کند؛ موضوعاتی که معمولاً برای پایگاه رأی جمهوریخواهان اهمیت بالایی دارد.

با این حال، این راهبرد خطراتی نیز برای جمهوریخواهان دارد. امنیتی کردن رقابت سیاسی ممکن است بخش مستقلی از جامعه آمریکا را که نسبت به حفظ آزادی‌های مدنی و حقوق اساسی حساس هستند، به سمت دموکرات‌ها سوق دهد و در ایالت‌های رقابتی نتیجه معکوس بر جای بگذارد.

پاکسازی نهادهای اطلاعاتی و مهندسی ساختار قدرت

همزمان با افزایش فشار بر مخالفان سیاسی، دولت ترامپ روند بازسازی و پاکسازی گسترده نهادهای اطلاعاتی و امنیتی را نیز آغاز کرده است؛ روندی که بسیاری از ناظران آن را بی‌سابقه توصیف می‌کنند.

گزارش‌های منتشر شده از نظرسنجی داخلی سازمان سیا نشان می‌دهد شمار قابل توجهی از تحلیلگران این سازمان نسبت به افزایش فشارهای سیاسی بر روند تحلیل‌های اطلاعاتی ابراز نگرانی کرده‌اند.

ترامپ طی سال‌های گذشته بارها دموکرات‌ها، برنی سندرز، حلقه نزدیک به باراک اوباما و جناح مترقی حزب دموکرات را متهم کرده که با گرایش‌های سوسیالیستی و کمونیستی در پی تضعیف سرمایه‌داری آمریکایی هستند اما اکنون این مواضع از سطح شعارهای انتخاباتی عبور کرده و به سیاست رسمی دولت تبدیل شده است

به گفته منابع آگاه، بسیاری از افسران اطلاعاتی معتقدند که دولت تلاش می‌کند تحلیل‌های امنیتی را با روایت سیاسی کاخ سفید هماهنگ کند و در صورت مخالفت، مجوزهای امنیتی یا موقعیت شغلی آنان در معرض تهدید قرار می‌گیرد.

این نگرانی‌ها تنها به سیا محدود نیست. طی ماه‌های اخیر گزارش‌هایی درباره برکناری مدیران اطلاعاتی، لغو مجوزهای امنیتی، تغییر ارزیابی‌های اطلاعاتی درباره موضوعاتی همچون ونزوئلا، روسیه و حتی حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران منتشر شده است؛ تحولاتی که از دید منتقدان، استقلال جامعه اطلاعاتی آمریکا را با چالش روبه‌رو کرده است.

در کنار این تحولات، دولت ترامپ اجرای چندین مرحله تعدیل نیرو در دفتر مدیر اطلاعات ملی را نیز آغاز کرده است. کاهش گسترده نیروی انسانی، کوچک‌سازی ساختارهای اطلاعاتی و جایگزینی مدیران ارشد با چهره‌های نزدیک به کاخ سفید، همگی نشان می‌دهد رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال بازتعریف رابطه میان قدرت سیاسی و نهادهای امنیتی است.

پیامدهای رادیکالیسم سیاسی

ادامه این روند می‌تواند پیامدهای عمیقی برای ساختار سیاسی آمریکا داشته باشد. نخستین پیامد، تشدید بی‌اعتمادی میان نهادهای حاکمیتی است. اگر جامعه اطلاعاتی، دستگاه قضایی، رسانه‌ها و دولت بیش از گذشته در تقابل با یکدیگر قرار گیرند، کارآمدی ساختار حکمرانی آمریکا نیز کاهش خواهد یافت.

پیامد دوم، افزایش قطبی‌شدن جامعه آمریکاست. در سال‌های اخیر شکاف میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها به سطحی رسیده که بسیاری از موضوعات ملی نیز از دریچه رقابت حزبی دیده می‌شود. ادامه سیاست‌های رادیکال دولت می‌تواند این شکاف را عمیق‌تر کرده و زمینه تنش‌های اجتماعی بیشتری را فراهم آورد.

برای حزب جمهوریخواه نیز این راهبرد هم فرصت و هم تهدید محسوب می‌شود. اگر ترامپ بتواند پایگاه سنتی محافظه‌کاران را به طور کامل پای صندوق‌های رأی بیاورد، احتمال حفظ اکثریت جمهوریخواهان در بخشی از کرسی‌های کنگره افزایش خواهد یافت. اما در مقابل، تشدید فشار بر رسانه‌ها، نهادهای اطلاعاتی و مخالفان سیاسی ممکن است رأی‌دهندگان مستقل و میانه‌رو را نسبت به آینده دموکراسی آمریکا نگران کند و آنان را به حمایت از نامزدهای دموکرات سوق دهد.

از سوی دیگر، اگر ادعاهای مطرح‌شده درباره سیاسی شدن نهادهای اطلاعاتی، فشار بر افسران امنیتی و محدودسازی رسانه‌ها در ماه‌های آینده با اسناد بیشتری همراه شود، احتمال ورود کنگره و دستگاه قضایی به این پرونده‌ها نیز افزایش خواهد یافت؛ موضوعی که می‌تواند فضای انتخابات را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.

در مجموع، آنچه امروز در واشنگتن جریان دارد، صرفاً یک رقابت انتخاباتی معمول نیست، بلکه نبردی بر سر تعریف آینده نظام سیاسی آمریکا و حدود اختیارات رئیس‌جمهور در برابر نهادهای مستقل است. ترامپ می‌کوشد با بازآرایی ساختار قدرت، حذف تدریجی مخالفان و تقویت انسجام در اردوگاه جمهوریخواهان، موقعیت سیاسی خود را تثبیت کند؛ اما همین راهبرد می‌تواند به تشدید بحران اعتماد، افزایش شکاف‌های اجتماعی و شکل‌گیری یکی از پرتنش‌ترین انتخابات میان‌دوره‌ای تاریخ معاصر آمریکا منجر شود. اینکه این سیاست در نهایت به تثبیت جایگاه جمهوریخواهان بینجامد یا زمینه بازگشت قدرتمند دموکرات‌ها را فراهم کند، به میزان موفقیت ترامپ در اقناع افکار عمومی و واکنش رأی‌دهندگان مستقل بستگی خواهد داشت؛ گروهی که همواره نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت انتخابات آمریکا ایفا کرده‌اند.