رامین پرتو

تحولات پس از هفتم اکتبر و آغاز جنگ گسترده اسرائیل علیه نوار غزه، صرفاً به جغرافیای فلسطین محدود نمانده و به‌تدریج ابعاد ژئوپلیتیکی تازه‌ای به خود گرفته است. یکی از مهم‌ترین و در عین حال کمتر پرداخته‌شده‌ترین این ابعاد، تلاش اسرائیل برای پیوند زدن بحران غزه با معادلات شاخ آفریقا و به‌ویژه منطقه جدایی‌طلب «سومالی‌لند» است؛ مسیری که هم دولت مرکزی سومالی و هم بازیگران مهم منطقه‌ای مانند مصر را به‌شدت نگران کرده است. اظهارات اخیر مقامات عالی‌رتبه سومالی، از وزیر مشاور در امور خارجه تا رئیس‌جمهور این کشور، نشان می‌دهد که موگادیشو تحرکات تل‌آویو را نه یک اقدام حاشیه‌ای، بلکه تهدیدی مستقیم علیه حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و ثبات منطقه‌ای تلقی می‌کند.

در این مسیر روز گذشته (یکشنبه) محمد عمر، وزیر مشاور در امور خارجه سومالی، با صراحت اعلام کرده است که اسرائیل در پی کوچاندن اجباری فلسطینیان غزه به سومالی‌لند است؛ سناریویی که در صورت تحقق، نه‌تنها نقض آشکار حقوق بین‌الملل و اصول انسانی محسوب می‌شود، بلکه عملاً به معنای مشروعیت‌بخشی به پروژه تجزیه سومالی و ایجاد یک پایگاه نفوذ خارجی در قلب شاخ آفریقا خواهد بود. بر این اساس باید گفت که تأکید مکرر او بر مخالفت قاطع موگادیشو با هرگونه پایگاه نظامی خارجی و هشدار درباره پیامدهای به‌رسمیت شناختن سومالی‌لند، نشان‌دهنده درک عمیق دولت سومالی از پیوند میان امنیت داخلی، نظم منطقه‌ای و معادلات فرامنطقه‌ای است.

این مواضع تنها به سطح دیپلماتیک محدود نمانده و در سخنان حسن شیخ محمود، رئیس‌جمهور سومالی، در مجمع الجزیره در دوحه نیز بازتاب یافته است. او اقدام اسرائیل در امضای یادداشت تفاهم با گروه‌های جدایی‌طلب سومالی‌لند را نقض منشور اتحادیه آفریقا و نمونه‌ای خطرناک از مداخله در حاکمیت کشورها دانسته و هشدار داده است که بی‌توجهی به قوانین بین‌المللی می‌تواند جهان را به شرایطی مشابه دوران پیش از جنگ‌های جهانی سوق دهد. بر این اساس باید توجه داشت که این ادبیات، فراتر از یک اعتراض سیاسی، بیانگر نگرانی از فروپاشی نظم حقوقی بین‌المللی و جایگزینی آن با منطق «حق قدرت» است.

چرا سومالی از تحرکات اسرائیل 

احساس خطر می‌کند؟

دلیل اصلی نگرانی دولت سومالی را باید در پیوند میان مسأله سومالی‌لند و اصل بنیادین حاکمیت ملی جست‌وجو کرد. سومالی‌لند از دید موگادیشو، بخشی جدایی‌ناپذیر از خاک این کشور است و هرگونه به‌رسمیت شناختن آن، به‌منزله مشروعیت‌بخشی به تجزیه و تضعیف دولت مرکزی خواهد بود و به عبارت دیگر باید گفت که در کشوری که سال‌ها با تروریسم، جنگ داخلی و مداخلات خارجی دست‌وپنجه نرم کرده، چنین روندی می‌تواند آتش بی‌ثباتی را بار دیگر شعله‌ور سازد.

از دید موگادیشو، سومالی‌لند بخش جدایی‌ناپذیر از خاک این کشور و هرگونه به‌رسمیت شناختن آن، به‌منزله مشروعیت‌بخشی به تجزیه و تضعیف دولت مرکزی است

افزون بر این، سومالی نگران است که حضور اسرائیل در سومالی‌لند به ایجاد پایگاه‌های نظامی و اطلاعاتی منجر شود؛ پایگاه‌هایی که نه ‌تنها امنیت داخلی سومالی، بلکه موازنه قدرت در شاخ آفریقا و دریای سرخ را برهم خواهد زد. به همین دلیل باید به این مساله توجه داشت که تأکید مقامات سومالی بر مخالفت با هرگونه پایگاه خارجی، ریشه در تجربه تاریخی این کشور از مداخلات بیرونی دارد که اغلب به تشدید بحران‌ها انجامیده‌اند، نه حل و فصل بحران‌های متعدد که ریشه در گذشته و حال دارد. 

از منظر موگادیشو، طرح انتقال فلسطینیان غزه به سومالی‌لند نیز خطری مضاعف به حساب می‌آید. چنین اقدامی، سومالی‌لند را به بخشی از بحران فلسطین ـ اسرائیل تبدیل می‌کند و این منطقه را در معرض تنش‌های امنیتی، فشارهای بین‌المللی و حتی درگیری‌های نیابتی قرار می‌دهد و به همین دلیل، دولت سومالی این سناریو را نه ‌فقط تهدید انسانی، بلکه پروژه‌ای سیاسی ـ امنیتی علیه خود می‌داند و بر همین اساس به دنبال آن است که به هر ترتیب که شده بتواند وضعیت را به نفع امنیت و سیاست خود 

پیش ببرد. 

اسرائیل در سومالی‌لند 

چه راهبردی را دنبال می‌کند؟

واقعیت موجود این است که تحرکات اسرائیل در سومالی‌لند را باید در چارچوب راهبرد کلان تل‌آویو در حوزه سیاسی، امنیتی و حتی اجتماعی پس از هفتم اکتبر تحلیل کرد. اسرائیل در شرایطی که با فشارهای فزاینده بین‌المللی به ‌دلیل جنگ غزه مواجه است، به‌دنبال گشودن جبهه‌های ژئوپلیتیکی جدید و ایجاد عمق راهبردی در خارج از خاورمیانه سنتی است. بر همین اساس شاخ آفریقا، با موقعیت راهبردی در مجاورت دریای سرخ و مسیرهای حیاتی تجارت جهانی، در این معادله جایگاه ویژه‌ای دارد.

حمایت قاطع مصر از تمامیت ارضی سومالی و مخالفت با به ‌رسمیت شناختن سومالی‌لند، بخشی از راهبرد کلان قاهره برای حفظ وضع موجود ژئوپلیتیکی و جلوگیری از نفوذ بازیگران رقیب به شمار می‌آید 

در این چارچوب به‌ رسمیت شناختن سومالی‌لند از سوی تل‌آویو، گامی در جهت ایجاد یک متحد سیاسی و امنیتی در منطقه‌ای به حساب می‌آید که تاکنون نفوذ اسرائیل در آن محدود بوده است. این اقدام، امکان دسترسی به بنادر راهبردی، نظارت بر خطوط کشتیرانی و حتی ایجاد زیرساخت‌های نظامی و اطلاعاتی را فراهم می‌کند. در عین حال، سومالی‌لند می‌تواند به اهرمی برای فشار بر کشورهای عربی و آفریقایی مخالف سیاست‌های اسرائیل تبدیل شود که در گذشته هم این روند وجود داشته ولی حالا به نظر می‌رسد که اسرائیل به دنبال آن است تا این راهبرد را به صورت گسترده‌تر پیش ببرد.

از سوی دیگر، طرح انتقال فلسطینیان غزه به سومالی‌لند (حتی در حد یک سناریوی مورد بحث) نشان‌دهنده تلاش اسرائیل برای «برون‌سپاری» بحران انسانی و جمعیتی غزه است. چنین راهبردی، اگرچه با مخالفت گسترده مواجه شده، اما بیانگر تمایل تل‌آویو به استفاده از مناطق حاشیه‌ای و مناقشه‌دار برای حل مسائل امنیتی و جمعیتی خود است که این رویکرد بی‌ثباتی‌های جدیدی را در پی خواهد داشت.

چرا مصر از نفوذ سیاسی-  اطلاعاتی 

اسرائیل در سومالی نگران است؟

نگرانی مصر از تحرکات اسرائیل در سومالی و قاره آفریقا، ریشه‌ای عمیق و چندلایه دارد. برای قاهره، امنیت دریای سرخ، شاخ آفریقا و حوزه نیل، بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت ملی محسوب می‌شود و هرگونه افزایش نفوذ اسرائیل در این مناطق، به‌ویژه در قالب حضور اطلاعاتی و امنیتی، می‌تواند موازنه‌های حساس منطقه‌ای را به زیان مصر تغییر دهد.

تحرکات گسترده دستگاه اطلاعاتی مصر در کشورهای آفریقایی، که در گزارش‌های رسانه‌ای به ‌تفصیل آمده، نشان‌دهنده تلاش قاهره برای مهار نفوذ اسرائیل و جلوگیری از شکل‌گیری شبکه‌های امنیتی رقیب است. از دید مصر، ارتباطات اسرائیل با بازیگران محلی در لیبی، سودان، اوگاندا و سومالی، نه ‌تنها تهدیدی برای منافع راهبردی این کشور، بلکه عاملی برای تضعیف مواضع مصر در پرونده‌هایی چون آب‌های نیل و امنیت مرزهای غربی و جنوبی محسوب می‌شود. 

در این چارچوب، حمایت قاطع مصر از تمامیت ارضی سومالی و مخالفت با به ‌رسمیت شناختن سومالی‌لند، بخشی از راهبرد کلان قاهره برای حفظ وضع موجود ژئوپلیتیکی و جلوگیری از نفوذ بازیگران رقیب به حساب می‌آید. مصر با تقویت همکاری‌های دوجانبه، حضور در مأموریت‌های صلح‌بانی و فعال‌سازی دیپلماسی امنیتی، می‌کوشد نقش خود را به ‌عنوان بازیگر محوری در شاخ آفریقا حفظ کند و در برابر گسترش نفوذ اسرائیل سد ایجاد نماید.

در مجموع، با توجه به داده‌های کنونی، تحولات سومالی‌لند را باید نقطه تلاقی بحران غزه، رقابت‌های ژئوپلیتیکی در دریای سرخ و نگرانی‌های فزاینده درباره فرسایش نظم بین‌المللی دانست. واکنش‌های تند سومالی و تحرکات گسترده مصر نشان می‌دهد که پروژه اسرائیل در این منطقه با مقاومت جدی روبه‌رو شده که می‌تواند شاخ آفریقا را به یکی از کانون‌های اصلی رقابت‌های آینده در نظم جهانی در حال گذار تبدیل کند و پیامدهای مخرب و البته عمیق برای شروع یک دوران جدید از درگیری‌های مرکب خواهد داشت.