توریست‌های تیم ملی

نازنین دشتی

سوت پایان که در اردوی تیم ملی به صدا درآمد، تابلوی نتایج چیزی جز ناامیدی برای فوتبال ایران به همراه نداشت. دو بازی تدارکاتی در فیفادی، دو شکست تلخ و نمایش‌هایی که موجی از انتقادات را به سوی نیمکت تیم ملی روانه کرد. کاروان ۲۵‌نفره تیم ملی ایران که پس از جا ماندن محمد محبی به دلیل مشکلات خروج از کشور، با هدایت امیر قلعه‌نویی راهی فرغانه شده بود تا برابر ازبکستان تحت هدایت فابیو کاناوارو و سپس تیم ملی روسیه صف‌آرایی کند، با دستانی خالی و کارنامه‌ای تاریک به کار خود پایان داد. ثبت شکست دو بر صفر مقابل روسیه، نقطه اوج این روزهای پرالتهاب بود. اما در میان هیاهوی این ناکامی‌ها، قصری از سکوت روی نیمکت تیم ملی بنا شده بود؛ جایی که ۲۱‌بازیکن فرصت حضور در مستطیل سبز را پیدا کردند، اما چهار نفر تنها سهم‌شان از این اردوی ملی، تماشای نمایش متزلزل هم‌تیمی‌های‌شان از روی سکوها و نیمکت بود. این داستان چهار بازیکنی است که هرچه تلاش کردند، نتوانستند کلید ورود به پازل تاکتیکی امیر قلعه‌‌نویی را پیدا کنند.

محمد نادری؛ در حسرت ابدی پرده چهارم

قصه محمد نادری در تیم ملی، روایتی از انتظار و نادیده گرفته شدن است. مدافع چپی که اولین‌‌بار در آن روزهای پرالتهاب تیم ملی زیر نظر مارک ویلموتس و در جریان شکست معروف برابر عراق، با تعویض به جای میلاد محمدی پا به عرصه ملی گذاشت. در آن روزها، بسیاری او را رقیبی تازه‌نفس و جدی برای احسان حاج‌صفی و میلاد محمدی می‌دانستند، اما با رفتن مرد بلژیکی، درهای تیم ملی هم به روی نادری بسته شد. نه دراگان اسکوچیچ و نه کارلوس کی‌روش، هیچ‌‌کدام روی نام او توقف نکردند. با این حال، بازگشت او به فرم ایده‌آل و درخشش در هفته‌های آغازین لیگ برتر با پیراهن تراکتور، قلعه‌نویی را مجاب کرد تا پس از حضور نصفه‌و‌نیمه در تورنمنت کافا (برابر افغانستان و هند)، بار دیگر او را به اردو فرا بخواند. انتظار می‌رفت پس از اشتباهات مرگبار و نمایش دور از انتظار احسان حاج‌صفی مقابل ازبکستان، طلسم بازی نکردن‌های نادری شکسته شود. به خصوص در روزی که قلعه‌نویی تصمیم گرفت برابر روسیه با سیستم دفاع پنج نفره به میدان برود، جای خالی یک وینگ‌بک چپ کلاسیک مانند نادری به شدت احساس می‌شد. اما در کمال ناباوری، نه‌تنها او در ترکیب اولیه ۱۱‌نفره جایی نداشت، بلکه حتی زمانی که کادر فنی مجبور به تعویض اجباری شد، این احسان حاج‌صفی نیمکت‌نشین بود که به زمین رفت تا در پستی غیرتخصصی و به عنوان وینگر چپ بازی کند. سوت پایان بازی با روسیه، مهر تاییدی بود بر تمدید حسرت نادری؛ بازیکنی که به نظر می‌رسد برای رسیدن به چهارمین بازی ملی‌اش، باید کوهی از بی‌اعتمادی را جابه‌جا کند.

محمدمهدی زارع؛ جوانی که در سایه نام‌ها گم شد

وقتی خط دفاعی تیم ملی در هر دو بازی مقابل ازبکستان و روسیه متزلزل، کند و پراشتباه ظاهر شد، دوربین‌ها بارها چهره محمدمهدی زارع را روی نیمکت شکار کردند. پدیده این فصل پرسپولیس که در کنار محمدحسین کنعانی‌زادگان زوجی مستحکم در لیگ برتر ساخته، به فرغانه سفر کرده بود تا شاید خون تازه‌ای به رگ‌های دفاع پیر و خسته تیم ملی تزریق کند. اما امیر قلعه‌‌نویی که همواره نشان داده در بازی‌های ملی به شدت روی تجربه بازیکنان پا به سن گذاشته حساب باز می‌کند، حتی یک دقیقه هم به این مدافع جوان اعتماد نکرد. این سکونشینی برای زارع چندان هم ناآشنا نبود. او سال گذشته نیز با وجود بازی در لیگ روسیه و شناخت کامل از سبک بازی روس‌ها، در جریان دو بازی تدارکاتی برابر تانزانیا و روسیه، تنها یک تماشاگر ویژه بود. به نظر می‌رسد در تفکرات سرمربی تیم ملی، عبور از نام‌هایی چون شجاع خلیل‌زاده و علی نعمتی برای یک بازیکن جوان، ماموریتی غیرممکن است. زارع برای اینکه بتواند طلسم پیراهن ملی را بشکند و اولین بازی خود را در این سطح تجربه کند، دو راه بیشتر پیش رو ندارد؛ یا باید صبری ایوب‌وار پیشه کند تا نسل فعلی به پایان راه برسد، یا منتظر تغییراتی بنیادین در نگاه کادر فنی تیم ملی بماند.

عارف آقاسی؛ سدی از مدافعان غیرتخصصی  مقابل یک استعداد

شرایط عارف آقاسی شاید از بقیه هم‌دردانش روی نیمکت عجیب‌تر باشد. مدافعی که با دراگان اسکوچیچ مقابل الجزایر طعم بازی ملی را چشید و سپس تحت هدایت خود قلعه‌نویی در مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۲۶ برابر قطر و کره‌شمالی به میدان رفت. او که در تورنمنت کافا نیز یکی از مهره‌های مورد استفاده کادر فنی بود، این فصل با بازگشت به فرم ایده‌آل خود در استقلال، با انگیزه‌هایی مضاعف به اردو پا گذاشت. اما معادلات در فرغانه و برابر روسیه به گونه‌ای رقم خورد که آقاسی به انتهای صف مدافعان سقوط کرد. قلعه‌نویی در این دو دیدار نه‌تنها به ترکیب شجاع خلیل‌زاده و علی نعمتی دست نزد، بلکه سامان فلاح و حتی صالح حردانی را در سلسله مراتب دفاعی بالاتر از آقاسی قرار داد. مدافع آماده این روزهای فوتبال ایران، در حالی شاهد شکست‌های تیم ملی بود که به خوبی می‌دانست توانایی پر کردن حفره‌های خط دفاعی را دارد، اما تفکرات محافظه‌کارانه کادر فنی، او را به توریستی دیگر در این سفر تبدیل کرد.

میلاد سورگی؛ مسافری برای تنظیم معدل سنی

در میان تمام دعوت‌شدگان به این اردو، نام میلاد سورگی بیشترین علامت سوال را در ذهن هواداران و کارشناسان ایجاد کرد. در روزهایی که غیبت ستاره‌های آماده و هجومی فوتبال ایران مانند مهدی قایدی و اللهیار صیادمنش به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود، حضور سورگی در لیست نهایی قلعه‌نویی تصمیمی پرریسک و بحث‌برانگیز به نظر می‌رسید. با این حال، خود این بازیکن هم احتمالا در اعماق ذهن خود می‌دانست که در ترافیک خط حمله تیم ملی و حضور غول‌هایی چون سردار آزمون و مهدی طارمی، قرار نیست معجزه‌ای رخ دهد و او به میدان برود. 

استراتژی قلعه‌نویی در استفاده از مدافعان کناری به جای وینگرهای تخصصی، میخ آخری بود بر تابوت امیدهای سورگی برای بازی کردن. در واقع، حضور او در این اردو را نمی‌توان چیزی جز یک تصمیم تزئینی برای کاهش روی کاغذ میانگین سنی تیم ملی دانست. سورگی نباید از این سکونشینی ناراحت باشد؛ او بلیت ویژه‌ای برای حضور در کنار ستاره‌های بزرگ فوتبال ایران داشت و همین که در این هیاهو نامش در لیست تیم ملی قرار گرفت، برای این مقطع از دوران حرفه‌ای‌اش یک دستاورد محسوب می‌شود.

انتظار برای معجزه‌ای که شاید هرگز نیاید

تیم ملی ایران فیفادی شهریور و مهرماه را با دو شکست، نمایش‌هایی انتقادآمیز و تمدید بحران‌های تاکتیکی به پایان رساند. در این میان، محمد نادری، محمدمهدی زارع، عارف آقاسی و میلاد سورگی نمادهایی از بن‌بست اعتماد در تیم ملی شدند. 

حالا نگاه همه به فدراسیون فوتبال دوخته شده است؛ آیا بازی تدارکاتی سومی در کار خواهد بود تا شاید قلعه‌نویی برای خروج از زیر این فشار خردکننده، تغییری در ترکیب ایجاد کند؟ و حتی اگر سوت آغاز بازی سومی به صدا دربیاید، آیا دیوار بلند بی‌اعتمادی کادر فنی به این چهار نفر فرو خواهد ریخت؟ یا آنها باید چمدان‌های‌شان را با دستانی خالی‌تر از قبل ببندند و با خاطره‌ای از سرمای نیمکت به لیگ برتر بازگردند؟ زمان، تنها قاضی این میدان 

خواهد بود.