رویای پرواز

نگار رشیدی

 

در دنیای بی‌رحم و نتیجه‌گرای ورزش حرفه‌ای، ما عادت کرده‌ایم قهرمانان را با رنگ مدال‌های‌شان، با سرودهای ملی نواخته شده در سالن‌ها و با ایستادن روی سکوهای سه‌گانه قضاوت کنیم. اما گاهی اوقات، تاریخ ورزش را نه کسانی که مدال طلا را به دندان می‌کشند، بلکه آنهایی می‌نویسند که بند کفش‌های‌شان را می‌بندند تا روی خط شروعی بایستند که ده‌ها سال ورود به آن ممنوع یا ناممکن بوده است. در هفته‌ای که گذشت، ورزش ایران یک چهره ویژه بلامنازع داشت؛ چهره‌ای که نه روی سکو رفت و نه مدالی به گردن آویخت، اما کاری کرد که ارزش آن از ده‌ها طلای خوش‌رنگ آسیایی سنگین‌تر بود. این چهره ویژه کسی نبود جز هنگامه هادیانی، دختر ژیمناست ایرانی که روز سه‌شنبه، در سالن مسابقات بازی‌های آسیایی، به یک طلسم ۵۰ساله پایان داد و نام خود را به عنوان خط‌شکن یکی از زیباترین و در عین حال دشوارترین رشته‌های ورزشی در تاریخ ورزش زنان ایران ثبت کرد.

  ۵۰سال، زمان کمی نیست. نیم قرن یعنی چندین نسل از دختران مستعد، منعطف و رویاپرداز ایرانی که در سالن‌های تاریک و روشن ژیمناستیک در سراسر کشور تمرین کردند، عرق ریختند، آسیب دیدند، اما سقف آرزوهای‌شان هرگز از مسابقات داخلی یا تورنمنت‌های حاشیه‌ای فراتر نرفت. ۵۰سال یعنی دفن شدن هزاران رویای پرواز روی خرک و حرکات موزون روی تشک، زیر غبار محدودیت‌ها و انزوا. در تمام این سال‌ها، ژیمناستیک هنری زنان ایران در میادین بزرگ بین‌المللی یک غایب بزرگ بود. در حالی که دختران سایر کشورهای آسیایی پله‌های ترقی را طی می‌کردند و به استانداردهای جهانی نزدیک می‌شدند، دختران ما تنها تماشاگران حسرت‌به‌دلی بودند که هنرنمایی همتایان خود را از قاب تلویزیون می‌دیدند. اما روز سه‌شنبه، این چرخه معیوب و این سکوت طولانی شکسته شد. هنگامه هادیانی، با قامتی استوار و قلبی که با ضربان تاریخ می‌تپید، وارد سالن بازی‌های آسیایی شد تا نشان دهد دختران ایرانی دیگر قصد ندارند در حاشیه بمانند.

  داستان هنگامه، داستان یک شبه رسیدن نیست. او تجلی اراده دختری است که ژیمناستیک را از سالن‌های شهر مشهد آغاز کرد. در روزها و سال‌هایی که هیچ چشم‌انداز روشنی برای اعزام به مسابقات برون‌مرزی وجود نداشت، او به جای تسلیم شدن، به تمرینات طاقت‌فرسای خود ادامه داد. در رشته‌ای که هزارم‌های امتیاز و میلی‌مترها در فرودها تعیین‌کننده هستند، حفظ انگیزه بدون داشتن افق دید بین‌المللی، کاری شبیه به معجزه است. خودش آن روزهای سخت و پر از ابهام را این‌گونه روایت می‌کند:«همیشه رویای پوشیدن پیراهن تیم ملی و حضور در مسابقات بزرگ را داشتم و باور داشتم که روزی به این هدف می‌رسم.» این باور، در کشوری که نیم قرن نماینده‌ای در این مسابقات نداشته، شاید برای خیلی‌ها یک خیال خام به نظر می‌رسید، اما برای هنگامه، یک نقشه راه بود. او پیش از این در مسابقات آسیایی زونی در کشور چین نیز حضور یافته بود و در پرش خرک به مقام بیست‌ودوم رسیده بود. آن مسابقات و آن رتبه، نه یک پایان، بلکه یک دست‌گرمی بزرگ و انگیزه‌ای مضاعف برای ادامه راهی بود که به سه‌شنبه‌ تاریخی بازی‌های آسیایی ختم می‌شد.

در حالی که دختران سایر کشورهای آسیایی پله‌های ترقی را طی می‌کردند و به استانداردهای جهانی نزدیک می‌شدند، دختران ما تنها تماشاگران حسرت‌به‌دلی بودند که هنرنمایی همتایان خود را از قاب تلویزیون می‌دیدند. اما روز سه‌شنبه، این چرخه معیوب و این سکوت طولانی شکسته شد. هنگامه هادیانی، با قامتی استوار و قلبی که با ضربان تاریخ می‌تپید، وارد سالن بازی‌های آسیایی شد تا نشان دهد دختران ایرانی دیگر قصد ندارند در حاشیه بمانند

  وقتی روز سه‌شنبه، نام هنگامه هادیانی به عنوان نماینده ایران در ژیمناستیک هنری از بلندگوی سالن مسابقات بازی‌های آسیایی خوانده شد، سنگینی نگاه‌ها، انتظارات و البته قضاوت‌ها می‌توانست هر ورزشکار باتجربه‌ای را از پای درآورد. فشار روانی در رشته‌ای که تمرکز مطلق، کلید موفقیت در آن است، بی‌رحمانه‌ترین حریف یک ژیمناست محسوب می‌شود. هنگامه روی تشک رفت. او می‌دانست که در حال اجرای حرکاتی است که چشمان بسیاری از دختران جوان در ایران با اشک شوق و امید آن را دنبال می‌کنند. او می‌دانست که این اجرا، فقط یک روتین ورزشی نیست، بلکه یک مانیفست برای احیای ژیمناستیک زنان ایران است. خودش درباره آن لحظات دلهره‌آور اما باشکوه می‌گوید:«استرس وجود داشت، اما افتخاری که حضور در این مسابقات دارد، به استرسی که احساس می‌کنید می‌چربد. من هم تمام تلاشم را کردم و تا جایی که توانستم بهترین عملکردم را به نمایش گذاشتم.» در نهایت، تابلوی نتایج امتیاز‌۱۲.۳۱۶ را برای نمایش هنگامه هادیانی ثبت کرد؛ امتیازی که او را در رده سیزدهم ژیمناستیک هنری قرار داد.

  شاید روی کاغذ، در نگاه منتقدان سخت‌گیر و در جداول خشک و بی‌روح رده‌بندی، امتیاز‌۱۲.۳۱۶ و قرار گرفتن در جایگاه سیزدهم آسیا خیلی قابل دفاع یا خیره‌کننده به نظر نرسد. شاید رسانه‌های نتیجه‌گرا از کنار این رتبه به سادگی عبور کنند. اما برای درک عظمت کار هنگامه، باید اعداد را کنار گذاشت و به بستر تاریخ نگاه کرد.

چگونه می‌توان از دختری که سیستم ورزشی‌اش ۵۰سال از سطح اول آسیا دور بوده، انتظار داشت در نخستین گام روی سکو برود؟ ژیمناستیک امروز آسیا با قدرت‌هایی چون چین و ژاپن، در بالاترین سطح جهانی قرار دارد. در چنین کارزاری، کسب رتبه سیزدهم برای کشوری که دهه‌ها غایب بوده، نه یک شکست، که یک پیروزی نمادین و یک نقطه شروع فوق‌العاده است. هنگامه به خوبی جایگاه و رسالت خود را درک کرده است. جملات او پس از مسابقه، نشان از بلوغ فکری دختری دارد که می‌داند رسالتش در این مسابقات، مدال‌آوری نبوده است. او پیش از اجرای خود به درستی اشاره کرده بود:«این فقط یک مسابقه نیست، افتخار بزرگی است که به عنوان یک دختر ایرانی به این میدان رسیده‌ام.» او پس از مسابقه نیز با رضایتی عمیق و نگاهی رو به جلو گفت:«این نخستین تجربه من بود و به نظرم عملکرد خیلی خوبی داشتم. اینکه پس از حدود ۵۰‌سال، به عنوان نخستین دختر ژیمناست ایرانی در بازی‌های آسیایی شرکت کردم، اتفاق خیلی خوب و باعث افتخار است.»

  کاری که هنگامه هادیانی روز سه‌شنبه انجام داد، دقیقا معنای واژه تابوشکنی است. او دیوارهای نامرئی ناامیدی را فرو ریخت. تا پیش از این سه‌شنبه، اگر یک دختر خردسال در سالن‌های ژیمناستیک مشهد، تهران، تبریز یا هر شهر دیگری به مربی‌اش می‌گفت «می‌خواهم روزی در بازی‌های آسیایی مسابقه دهم»، شاید با لبخندی تلخ و نگاهی از سر حسرت مواجه می‌شد. اما از امروز به بعد، مربیان می‌توانند با افتخار به نام هنگامه هادیانی اشاره کنند و بگویند:«بله، مسیر باز است. او توانست، شما هم می‌توانید.» ژیمناستیک زنان ایران به این شوک، به این حضور و به این جسارت نیاز داشت. هنگامه هادیانی بی‌مدال ماند، اما پرافتخارترین ورزشکار هفته ماست. او مدالی از جنس شجاعت، استقامت و امید را به گردن آویخت که هرگز در هیچ موزه ورزشی زنگ نمی‌زند. او راهی را باز کرد که شاید سال‌ها بعد، دختران دیگری از ایران روی آن قدم بگذارند و به سکوها و مدال‌ها برسند؛ اما تاریخ همیشه به یاد خواهد داشت که اولین قدم در این مسیر سخت و طولانی، پس از یک خواب ۵۰ساله، توسط دختر بااراده‌ای از مشهد برداشته شد. چهره ویژه این هفته، نه برای ثبت یک رکورد جهانی، بلکه برای ثبت یک شروع بزرگ شایسته تقدیر است؛ شروعی که به ما یادآوری کرد گاهی جسارت حضور، زیباترین و باشکوه‌ترین پیروزی ممکن است. هنگامه هادیانی حالا دیگر فقط یک نام در لیست ورزشکاران اعزامی نیست؛ او نماد بازگشت و امید برای تمام دخترانی است که باور دارند رویای پرواز، بالاخره روزی به حقیقت می‌پیوندد.