«استعفای معلم‌ها»، ترند فضای مجازی

استعفا از محل کار تبدیل به ترند فضای مجازی شده است. این روزها ویدیوهایی دست به دست می‌چرخد که نشان می‌دهد افراد از گروه‌های شغلی متفاوت محل کارشان را ترک می‌کنند. درآمد کم، ساعت کاری زیاد یا دور بودن از ایده‌آل شغلی، همگی مواردی هستند که توسط این افراد مطرح می‌شود. در میان این ویدیوها استعفای معلمان جزو پر تکرارهاست. یک کارشناس آموزش دراین‌باره می‌گوید: «این تعداد از استعفاها مانند نوک کوه یخ می‌ماند که از آب بیرون زده، یعنی فقط بخشی از معلمان در آموزش‌وپرورش هستند که دست به این کار زده‌اند درحالی‌که تعداد بیشتری از جامعه معلم‌ها با مشکلات درآمدی و معیشتی مواجه هستند».

حقوق ۲۵ میلیونی معلمان در برابر هزینه ۶۰ تا ۷۵ میلیونی زندگی

«محمدرضا نیک‌نژاد» کارشناس حوزه آموزش در گفت‌وگو با خبرآنلاین به واکاوی دلایل استعفای اخیر تعدادی از معلمان پرداخت و با اشاره به ویدئوهای منتشرشده در فضای مجازی، بیان کرد که این کنش‌ها تنها «نوک کوه یخ» هستند و بیانگر بحرانی عمیق‌تر در بدنه آموزش‌وپرورش کشورند.

وی گفت: «بسیاری از معلمان که در شرایط مشابهی قرار دارند یا از پیامدهای احتمالی علنی کردن استعفای خود هراسانند یا اصلاً در فضای مجازی حضور ندارند که آن را منعکس کنند. آنچه امروز در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، تنها بخش کوچکی از واقعیت تلخ حاکم بر این نهاد آموزشی است».

وی افزود که دغدغه معیشتی فرهنگیان، داستانی قدیمی است که در سال‌های اخیر به شکل بی‌سابقه‌ای تشدید شده. این کارشناس آموزش با اشاره به شکاف عمیق بین درآمد و هزینه‌های زندگی، اظهار داشت: «زمانی دغدغه معلمان کم بودن حقوق بود اما امروز این وضعیت به مرحله‌ای بحرانی رسیده. درحالی‌که هزینه‌های زندگی در یک شهر دست‌کم ۶۰ تا ۷۵ میلیون تومان برآورد می‌شود، میانگین دریافتی معلمان با سابقه حدود ۱۵ سال، به ۲۵ میلیون تومان رسیده؛ رقمی که عملاً ناتوان از چرخاندن چرخ یک زندگی حداقلی است».

معلمان زیر فشار اقتصادی

نیک‌نژاد تصریح کرد که تورم و فشارهای اقتصادی، سبد معیشتی فرهنگیان را چنان کوچک کرده که بسیاری از آنها برای جلوگیری از فروپاشی خانواده، ناگزیر به داشتن شغل دوم هستند. او گفت: «معلمی که خود تحت فشارهای خردکننده اقتصادی است و نگران تأمین هزینه‌های اولیه زندگی است، با چه روحیه‌ای می‌تواند به دانش‌آموزان آموزش دهد؟ وقتی منزلت و جایگاه معلم از نظر اقتصادی تنزل می‌یابد، امکانِ امیدبخشی به آینده برای دانش‌آموزان نیز از بین می‌رود».

این کارشناس آموزش تأکید کرد که در گذشته معلمان نه تنها آموزگار دروس، بلکه الگوی اخلاقی و حامی دانش‌آموزان بودند اما امروز وضعیت چنان اسفناک است که خود معلم نیازمند حمایت است. وی افزود: «این دغدغه‌های معیشتی، کیفیت آموزش را در کلاس‌های درس به شدت کاهش داده و باعث شده بسیاری از معلمان با بی‌انگیزگی و ناامیدی سر کلاس حاضر شوند. معلم ناراضی هم از کسی تعریف نمی‌کند».

نیک‌نژاد، به رویکرد کارکنان در سازمان‌های ناکارآمد اشاره کرد و آنها را به سه دسته تقسیم کرد. او بیان کرد: «دسته اول کسانی هستند که با سیستم کنار آمده و فارغ از ناکارآمدی آن، به کار خود ادامه می‌دهند و تنها حضور فیزیکی دارند. دسته دوم کسانی هستند که تحت فشارهای مادی و معنوی، خروج را انتخاب کرده و از سازمان می‌روند. برای این گروه آینده سازمان اهمیتی ندارد اما دسته سوم، معلمان منتقدی هستند که آینده و کیفیت کارکرد سیستم برایشان اهمیت دارد. اینها کسانی‌اند که می‌مانند، اعتراض می‌کنند و می‌کوشند دیدگاه‌های اصلاحی خود را به گوش مدیران برسانند».

هشدار درباره خروج نیروهای کیفی از آموزش‌وپرورش

این کارشناس آموزش تصریح کرد که دولت‌ها باید معلمان دسته سوم را به عنوان سرمایه‌های خود بدانند. وی گفت: «دولت‌ها به جای تنبیه یا اخراج این نیروها، باید فضا را برای نقد آنها باز کنند و از دیدگاه‌هایشان برای اصلاح امور بهره بگیرند اما متأسفانه شاهدیم که با این معلمان برخورد می‌شود».

نیک‌نژاد در پایان، استعفای توأم با ناراحتی معلمان را نوعی اعتراض به وضعیت موجود دانست و هشدار داد: «این روند، نشان‌دهنده یک بحران جدی در کشور است. سیستم در حال از دست دادن نیروهای کیفی و علاقه‌مند خود است؛ نیروهایی که تا آخرین لحظه به امید تغییر مانده بودند اما اکنون ناامیدانه ساختار را ترک می‌کنند. این خروج نیروهای کیفی، بسیار ترسناک و تأسف‌آور است و اگر تدبیری اندیشیده نشود، عواقب جبران‌ناپذیری برای آینده آموزش کشور خواهد داشت».