سایه سنگین فرغانه و طلسمی که ۵۷۱۱ روزه شد
کازان در انتظار یوزهای زخمی
آریا طاری
بادهای سرد پاییزی کازان، تنها سرمایی نیست که این روزها در اردوی تیم ملی فوتبال ایران حس میشود. شکست غیرمنتظره و تلخ سه بر یک مقابل ازبکستان در فرغانه، همچون یک شوک بامدادی، زنگ خطر را برای شاگردان امیر قلعهنویی به صدا درآورد. ازبکها نهتنها در خانه جشن پیروزی گرفتند، بلکه رکورد شکستناپذیری خود برابر ایران را در سه سال گذشته حفظ کرده و به عدد هفت رساندند؛ آماری که برای فوتبال ایران به هیچوجه قابل هضم نیست. حالا، کاروان تیم ملی با کولهباری از انتقادات و فشارهای رسانهای، فرغانه را به مقصد جمهوری تاتارستان و شهر کازان ترک کرده است تا امشب از ساعت ۱۹:۳۰ به وقت تهران، در پنجمین تقابل تاریخی خود به مصاف تزارهای روس برود. دیداری که روی کاغذ یک بازی تدارکاتی در فیفادی سپتامبر است، اما در واقعیت، به میدان اثبات حقانیت و بقای آرامش روی نیمکت تیم ملی تبدیل
شده است.
ارواح گذشته و تنها خاطره شیرین
برای درک سنگینی طلسم روسیه، باید تقویم را ورق بزنیم و به ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ برگردیم؛ روزهایی که کارلوس کیروش پرتغالی تازه با فدراسیون فوتبال ایران به توافق رسیده بود و از روی سکوها، تماشاگر ویژه بازی تیم آیندهاش بود. در آن روز، علیرضا منصوریان به عنوان سرمربی موقت روی نیمکت نشسته بود و برابر تیم پرستاره دیک ادووکات، با حضور نامهایی چون آندری آرشاوین و ایگور آکینفیف، صفآرایی کرد. نبردی که تا دقیقه۹۰ با تساوی بدون گل دنبال میشد، با فرار تماشایی و ضربه تمامکننده محمدرضا خلعتبری به یک پیروزی تاریخی برای ایران تبدیل شد. از آن شب فراموشنشدنی در ابوظبی، ۵۷۱۱روز میگذرد. احسان حاجصفی تنها بازمانده آن نسل است که امروز پس از گذشت حدود ۱۶سال، باز هم میتواند برابر روسها به میدان برود. پس از آن پیروزی، نوار ناکامیهای ایران برابر روسیه آغاز شد. در آستانه جامجهانی ۲۰۱۸ و در خاک روسیه، گل سردار آزمون با ضربه دیمیتری پولوز پاسخ داده شد تا بازی با تساوی یک-یک به پایان برسد. در فروردین ۱۴۰۲ و در نخستین روزهای بازگشت امیر قلعهنویی به نیمکت تیم ملی، پنالتی مهدی طارمی تنها توانست گل خورده را جبران کند تا باز هم تساوی یک-یک ثبت شود. و در نهایت، سال گذشته در ولگوگراد، روسها موفق شدند با نتیجه دو بر یک یوزهای ایرانی را شکست دهند. آمار واضح است؛ سه بازی اخیر و صفر پیروزی. حالا قلعهنویی باید تیمی را به زمین بفرستد که نهتنها به دنبال جبران آبروریزی فرغانه است، بلکه باید به یک دهه و نیم ناکامی برابر این حریف اروپایی پایان دهد.
۱۶ستاره روس گرانتر از گرانترین ایرانی
روسها با وجود محرومیتهای طولانیمدت و مخالفت یوفا با حضورشان در تورنمنتهای رسمی، هرگز از پا ننشستهاند. تیم ملی روسیه که در سال ۲۰۲۶ تاکنون پنج بازی دوستانه برگزار کرده (۳سه برد، یک مساوی و تنها یک باخت یک بر صفر برابر مصر در قاهره)، با لشکری از بازیکنان آماده و باارزش به استقبال ایران میآید. والری کارپین برای این اردو ۲۹بازیکن را فراخوانده که ترکیبی از جوانی، تجربه و البته قیمتهای نجومی در بازار نقلوانتقالات هستند. نگاهی به لیست بازیکنان روسیه، تفاوت فاحش ساختاری دو تیم را آشکار میکند. ماتوی سافونوف، سنگربان ۳۰میلیون یورویی پاریسنژرمن که اعتماد لوئیس انریکه را نیز جلب کرده، درون دروازه تزارها میایستد. در خط میانی، الکسی باتراکوف ۲۱ساله با ارزش ۲۸میلیون یورو که در گالاتاسرای میدرخشد، در کنار ماتوی کیسلیاک ۲۵میلیون یورویی، نبض بازی را در دست دارند. حضور باتجربههایی چون الکسی میرانچوک (آتلانتا یونایتد) و الکساندر گولووین (موناکو) با بیش از ۵۰بازی ملی، وزن تجربه تیم را بالا برده است. نکته تکاندهنده اما در آمار سایت ترانسفرمارکت نهفته است؛ ۱۶بازیکن حاضر در اردوی تیم ملی روسیه، ارزشی بالاتر از ۶میلیون یورو دارند؛ رقمی که معادل ارزش سردار آزمون، گرانقیمتترین و باارزشترین بازیکن فعلی تیم ملی ایران است. این یعنی قلعهنویی تیمی را به مصاف شاگردان کارپین میفرستد که از لحاظ ارزشگذاری مالی در بازارهای جهانی، فرسنگها با حریف خود فاصله دارد.
کارپین به دنبال ۲۴، ژنرال در سودای ۴
والری کارپین، هافبک اسبق و سرمربی فعلی روسها، از سال ۲۰۲۱ که هدایت این تیم را برعهده گرفته، آمار خیرهکنندهای ثبت کرده است. او در ۳۵مسابقه، ۲۳برد، ۹تساوی و تنها سه شکست در کارنامه دارد. کارپین در کازان به دنبال کسب بیستوچهارمین پیروزی خود روی نیمکت تیم ملی است. در نقطه مقابل، امیر قلعهنویی میخواهد پس از تیمهای ملی کرواسی، شیلی و مصر، نام ایران را به عنوان چهارمین تیمی که موفق به شکست دادن روسیه تحت هدایت کارپین شده است، در تاریخ ثبت کند. فشارها روی سرمربی ایران بیسابقه است؛ ترکیب دفاعی متزلزل در بازی با ازبکستان و سردرگمی در میانه میدان، انتقادات تند کارشناسان را به همراه داشته است. بازی با روسیه، فرصتی برای آزمون و خطا نیست؛ این یک نبرد حیثیتی برای کادرفنی است تا نشان دهند کنترل رختکن و توانایی بازسازی ذهنی بازیکنان پس از یک شکست سنگین را دارند.
دوباره ایران سفید و قرمز؟
اما بحران تیم ملی تنها به مستطیل سبز کازان ختم نمیشود. سازمان جهانی فوتبال (فیفا) با افزایش زمان پنجره فیفادی، به تیمها اجازه برگزاری تا چهار بازی تدارکاتی را داده است؛ فرصتی طلایی که رقبای آسیایی برای آمادهسازی جام ملتهای ۲۰۲۷ نهایت استفاده را از آن میبرند. برنامه اولیه فدراسیون فوتبال ایران این بود که تیم ملی پس از بازی با روسیه، مستقیما از کازان راهی دوحه شود تا در دیداری دوستانه به مصاف ونزوئلا برود. اما در یک غافلگیری مدیریتی، ونزوئلا در آستانه امضای تفاهمنامه از این بازی انصراف داد و ترجیح داد با تیم ملی اردن بازی کند. نتیجه؟ تقویم تیم ملی برای یک هفته آینده کاملا خالی است! در حالی که رایزنیهای فدراسیون برای یافتن یک حریف جایگزین تا این لحظه بینتیجه مانده، زمزمههای نگرانکنندهای از اردوی تیم ملی به گوش میرسد. آیا امیر قلعهنویی مجبور است به سبک اردوهای گذشته، بازیکنان را به دو تیم سفید و قرمز تقسیم کند و به یک بازی درونتیمی رضایت دهد؟ یا با توجه به محدودیتهای پروازی و نبود حریف، اردو را پیش از موعد تعطیل کرده و بازیکنان را به باشگاههایشان بازمیگرداند؟ هر دو سناریو برای تیمی که سودای قهرمانی در آسیا را دارد، چیزی شبیه به یک فاجعه برنامهریزی است. سوت آغاز بازی امشب در ورزشگاه کازان، تنها شروع یک مسابقه فوتبال نیست؛ سوت آغاز جنگ برای فرار از بحران است. آیا ایران میتواند با عبور از سد ستارگان چند ده میلیون یورویی روسیه، هم انتقام شکستهای اخیر را بگیرد و هم مرهمی بر زخم فرغانه بگذارد، یا سرمای کازان، انجماد تاکتیکی تیم ملی را عمیقتر خواهد کرد؟
دیدگاه تان را بنویسید