نیروی دریایی اسرائیل در امتداد تقابل با ترکیه، به حالت آمادهباش درآمد؛
آنکارا- تلآویو، از رقابت در سوریه تا صفآرایی در مدیترانه
رامین پرتو
تقابل ترکیه و اسرائیل که طی هفتههای اخیر از سطح اختلافات سیاسی فراتر رفته، اکنون به مرحلهای رسیده است که احتمال رویارویی نظامی، بهویژه در شرق مدیترانه و سوریه، جدیتر از گذشته مطرح میشود. افزایش تحرک شناورهای دو طرف، تشدید اظهارات مقامهای سیاسی و امنیتی و همزمانی این روند با تعمیق همکاری دفاعی اسرائیل و یونان، نشانههایی از شکلگیری یک رقابت امنیتی پیچیده است؛ رقابتی که ریشه اصلی آن را باید در آینده سوریه، موازنه قدرت منطقهای و تلاش دو طرف برای جلوگیری از تثبیت رقیب جستوجو کرد.
شرق مدیترانه؛ میدان تازه رقابت
شرق مدیترانه طی سالهای اخیر از یک پهنه دریایی عادی به یکی از مهمترین میدانهای رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. انرژی، مسیرهای دریایی، ترتیبات امنیتی و نفوذ در سوریه و لبنان، بازیگران متعددی را در برابر یکدیگر قرار داده است. ترکیه در این میان با تکیه بر موقعیت جغرافیایی، نیروی دریایی، صنایع دفاعی و حضور نظامی در منطقه، میکوشد جایگاه خود را بهعنوان قدرت تعیینکننده تثبیت کند. اسرائیل نیز که امنیت خود را وابسته به حفظ برتری نظامی و آزادی عمل در محیط پیرامونی میداند، افزایش نفوذ ترکیه را با نگرانی دنبال میکند.
گزارشهای مربوط به نزدیک شدن ناوهای ترکیه به شناورهای اسرائیلی و مشخص کردن مسیر حرکت برخی کشتیها، حتی اگر هنوز به درگیری منجر نشده باشد، از منظر نظامی اهمیت دارد؛ زیرا در محیطی مانند شرق مدیترانه، فاصله میان نمایش قدرت و حادثه ناخواسته بسیار کوتاه است. افزایش آمادگی نیروی دریایی اسرائیل نیز نشان میدهد تلآویو نمیخواهد در برابر گسترش حضور ترکیه غافلگیر شود.
اما ریشه این تقابل دریایی را نمیتوان صرفاً در آبهای مدیترانه جستوجو کرد. سوریه مهمترین نقطه اتصال این منازعه است. پس از سقوط حکومت بشار اسد و کاهش نفوذ ایران، ترکیه توانست نفوذ خود را در سوریه افزایش دهد و از نیروها و ساختارهای سیاسی نزدیک به خود حمایت کند. هدف آنکارا ایجاد سوریهای یکپارچه، باثبات و متمرکز است که بتواند مرزهای خود را کنترل کند و تهدیدهای ناشی از داعش و پکک را مهار سازد. در مقابل، اسرائیل ترجیح میدهد سوریه از نظر نظامی ضعیف بماند و هیچ قدرت متخاصمی در نزدیکی جولان و مرزهای شمالی آن مستقر نشود.
اگر رویارویی اسرائیل و ترکیه محدود و کنترلشده باشد، محتملترین واکنش اعضای پیمان مکه حمایت سیاسی، اطلاعاتی، دیپلماتیک و شاید لجستیکی از ترکیه خواهد بود، نه اعزام نیرو و ورود مستقیم به جنگ و تنها در صورتی که حمله به خاک ترکیه گسترده شود یا تهدیدی واقعی علیه بقای آن ایجاد کند، فشار برای اجرای تعهدات دفاع جمعی افزایش خواهد یافت
در چنین شرایطی، آنچه زمانی تقابل غیرمستقیم اسرائیل و ایران در سوریه بود، به تدریج میتواند به رقابت مستقیم اسرائیل و ترکیه تبدیل شود. حمله اسرائیل به پایگاه ابوظهور و هشدارهای متقابل، این روند را آشکارتر کرد. تلآویو نگران است که حضور ترکیه در سوریه به ایجاد زیرساختهای نظامی، اطلاعاتی و لجستیکی دائمی منجر شود و آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل را محدود کند. آنکارا نیز هرگونه تلاش اسرائیل برای تحمیل یک نظم امنیتی یکجانبه بر سوریه را تهدیدی علیه منافع خود میبیند.
پیمان مکه؛ آیا ترکیه تنها میماند؟
در چنین فضایی، پیمان دفاعی مشترک مکه میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان اهمیت ویژهای پیدا میکند. توافق هفتم اوت، حمله مسلحانه به یکی از اعضا را حمله به هر سه طرف تلقی میکند و از این جهت به منطق دفاع جمعی پیمان ناتو شباهت دارد. با این حال، نباید از این شباهت نتیجه گرفت که در صورت درگیری اسرائیل و ترکیه، عربستان و پاکستان الزاماً وارد جنگ خواهند شد.
نخستین نکته این است که متن کامل توافق منتشر نشده و دامنه دقیق تعهدات عملیاتی آن روشن نیست. دوم اینکه منافع سه عضو در قبال اسرائیل، آمریکا، ایران و تحولات سوریه کاملاً یکسان نیست. عربستان سعودی اگرچه با اسرائیل اختلافات جدی دارد و از مسئله فلسطین و ثبات منطقهای تأثیر میپذیرد، در عین حال ملاحظات اقتصادی و امنیتی گستردهای دارد و احتمالاً از ورود به جنگی مستقیم که بتواند بازار انرژی و روابطش با واشنگتن را به خطر اندازد، پرهیز خواهد کرد. پاکستان نیز با وجود توان نظامی بالا و برخورداری از سلاح هستهای، در فاصله جغرافیایی زیادی از مدیترانه قرار دارد و ورود مستقیم آن به جنگ با اسرائیل هزینههای سنگینی خواهد داشت.
گزارشهای مربوط به نزدیک شدن ناوهای ترکیه به شناورهای اسرائیلی و مشخص کردن مسیر حرکت برخی کشتیها، حتی اگر هنوز به درگیری منجر نشده باشد، از منظر نظامی اهمیت دارد؛ زیرا در محیطی مانند شرق مدیترانه، فاصله میان نمایش قدرت و حادثه ناخواسته بسیار کوتاه است
از سوی دیگر، ترکیه تلاش میکند پیمان مکه را از یک توافق سهجانبه به چارچوبی گستردهتر تبدیل کند. پیشنهاد پیوستن مصر، در همین راستا اهمیت دارد. همکاری دفاعی مصر و ترکیه در ماههای اخیر افزایش یافته و رزمایشهای مشترک و تفاهمنامههای نظامی، زمینه نزدیکی بیشتر دو کشور را فراهم کرده است. با این حال، پیوستن احتمالی مصر نیز به معنای تعهد خودکار به جنگ با اسرائیل نیست.
بنابراین اگر رویارویی محدود و کنترلشده باشد، محتملترین واکنش اعضای پیمان مکه حمایت سیاسی، اطلاعاتی، دیپلماتیک و شاید لجستیکی از ترکیه خواهد بود، نه اعزام نیرو و ورود مستقیم به جنگ. تنها در صورتی که حمله به خاک ترکیه گسترده شود یا تهدیدی واقعی علیه بقای آن ایجاد کند، فشار برای اجرای تعهدات دفاع جمعی افزایش خواهد یافت. حتی در آن شرایط نیز نوع و میزان واکنش به تصمیم سیاسی هر کشور است.
آمریکا میان ناتو و اسرائیل
پیچیدهترین بخش ماجرا به موضع ایالات متحده بازمیگردد. واشنگتن همزمان متحد راهبردی اسرائیل و رهبر اصلی ساختار ناتو است و ترکیه نیز یکی از مهمترین اعضای این پیمان محسوب میشود. بنابراین جنگ مستقیم اسرائیل و ترکیه، برخلاف رویارویی اسرائیل با ایران، برای آمریکا یک انتخاب ساده میان دو طرف نیست؛ بلکه بحرانی است که میتواند ساختار امنیتی غرب را دچار شکاف کند.
ماده پنجم ناتو بهطور خودکار به معنای ورود نظامی همه اعضا در هر حادثهای نیست و نحوه واکنش بر اساس شرایط سیاسی و نظامی تعیین میشود. با این حال، حمله آشکار و عمدی به خاک ترکیه میتواند آمریکا و سایر اعضای ناتو را تحت فشار جدی قرار دهد. از همین رو واشنگتن احتمالاً تلاش خواهد کرد پیش از تبدیل حادثه به جنگ، کانالهای ارتباطی و فشار دیپلماتیک را فعال کند.
موضع تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه، که حمله اسرائیل به فرودگاه سوریه نزدیک مرز ترکیه را محکوم کرد، نشانهای از نگرانی واشنگتن درباره تبدیل رقابت دو متحد خود به بحران گستردهتر است. آمریکا نمیخواهد اسرائیل با ایجاد جبههای تازه در سوریه، ترکیه را به واکنش نظامی وادار کند؛ زیرا چنین سناریویی میتواند ناتو را با یکی از دشوارترین بحرانهای داخلی خود مواجه سازد.
با این حال، واشنگتن بعید است در صورت تشدید تنش، از اسرائیل فاصله بگیرد. حمایت سیاسی و امنیتی آمریکا از اسرائیل اهمیت دارد، اما این حمایت با تعهدات آمریکا در قبال ترکیه تعارض پیدا خواهد کرد. بنابراین راهبرد محتمل آمریکا، جلوگیری از جنگ، اعمال فشار بر اسرائیل برای محدود کردن عملیات در نزدیکی نیروهای ترکیه و همزمان ترغیب آنکارا به خویشتنداری خواهد بود.
در مجموع، احتمال یک جنگ تمامعیار میان ترکیه و اسرائیل در شرق مدیترانه یا سوریه همچنان پایین است، اما احتمال برخورد محدود، حادثه دریایی، رهگیری، حمله به مواضع نزدیک به نیروهای طرف مقابل یا درگیری نیابتی رو به افزایش است. دو کشور انگیزههای کافی برای رقابت دارند، اما هزینههای جنگ مستقیم نیز بسیار بالاست. ترکیه عضو ناتو و دارای ارتشی بزرگ و صنایع دفاعی پیشرفته است و اسرائیل نیز از برتری هوایی، توان اطلاعاتی و حمایت آمریکا برخوردار است. همین توازن پرهزینه، بازدارندگی متقابل ایجاد میکند.
دیدگاه تان را بنویسید