پرسپولیسیها رسما با سرمربی برزیلی خود قطع همکاری کردند؛ پایان اوسمار، قسمت دوم
نازنین دشتی
اوسمار لوس ویرا، سرمربی برزیلی سرخپوشان، پس از کشوقوسهای فراوان و کسب نتایجی دور از انتظار، رسما با نیمکت پرسپولیس خداحافظی کرد تا دومین مقطع حضور او در این تیم، زودتر از آنچه تصور میشد، به نقطه پایان برسد. شکست تلخ در تورنمنت پلیآف برابر چادرملو و از دست رفتن سهمیه لیگ قهرمانان آسیا۲، آخرین قطرات از جام صبر مدیران و هواداران بود تا حکم به جدایی این مربی خوشفکر اما بدشانس بدهند.
داستان دوره دوم حضور اوسمار در پرسپولیس، با بیمها و امیدهای فراوانی آغاز شد. او در میانه نیمفصل نخست، در شرایطی بحرانی جانشین وحید هاشمیان شده بود. هواداران سرخ با یادآوری خاطرات شیرین گذشته و قهرمانیهای درخشانی که با این تکنسین برزیلی تجربه کرده بودند، امیدوار بودند که تاریخ یکبار دیگر تکرار شود. پرسپولیس تحت هدایت او نیمفصل اول را با نمایشی نسبتا امیدوارکننده و قرارگیری در کورس مدعیان به پایان رساند. در آن روزها، لبخندهای اوسمار در کنفرانسهای خبری نشان از عزم جزم او برای تکرار روزهای طلایی داشت. اما فوتبال هرگز طبق سناریوهای پیشبینیشده پیش نمیرود. با آغاز نیمفصل دوم، ورق به ناگهان برگشت و طوفانی از نتایج سینوسی، کشتی سرخپوشان را در تلاطم انداخت. تاکتیکهای اوسمار که در ابتدا برگ برنده تیم بودند، به تدریج توسط رقبا رمزگشایی شدند و تیم در جادهای ناهموار گام گذاشت. تساویهای بدموقع و از دست رفتن امتیازات خانگی، رفتهرفته اعتمادبهنفس سکوها را خراش داد.
با فرارسیدن پنجره نقلوانتقالات زمستانی، مدیران پرسپولیس تلاش کردند تا با تقویت اسکواد تیم، عصای دستی برای کادر فنی فراهم کنند. نامهای بزرگی روانه تهران شدند؛ ایگور سرگیف، مهاجم نامآشنا، دنیل گرا، مدافع باتجربه و فرزین معاملهگری ستاره جوان و آیندهدار، پیراهن سرخ را به تن کردند تا نقاط ضعف آشکار تیم در فاز دفاعی و هجومی پوشش داده شود. هواداران تصور میکردند این خریدهای جدید، خون تازهای در رگهای پرسپولیس جاری خواهد کرد. اما این تصور، سرابی بیش نبود. خریدهای زمستانی نهتنها نتوانستند گرهی از کار تاکتیکی اوسمار بگشایند، بلکه عملکرد نوسانی و عدم هماهنگی سریع آنها با اسکلت اصلی تیم، به آشفتگی بیشتر درون زمین دامن زد. سرگیف در خط حمله بیدقت نشان میداد و اشتباهات ساختار دفاعی با حضور مهرههای جدید باز هم تکرار میشد. فرصتها یکی پس از دیگری در گلوگاه مسابقات حساس سوختند و پرسپولیس به تدریج از قامت یک مدعی اصلی قهرمانی فاصله گرفت؛ مسالهای که فشار روانی سنگینی را روی دوش کادر فنی برزیلی گذاشت و رابطه او با منتقدان را شکرآب کرد.
نگاهی به کارنامه اوسمار در این دوره، عمق بحران فنی سرخپوشان را برملا میکند. آمارها ناامیدکننده و باورنکردنی بودند؛ هفت شکست در ۱۵بازی رسمی! برای تیمی که به کمتر از برد راضی نمیشد، این یک فاجعه به تمام معنا بود. سرخپوشان پایتخت از آغاز نیمفصل دوم تنها دو بار طعم شیرین پیروزی را چشیدند و در مقابل، پنج شکست دور از انتظار و تلخ را به حریفان واگذار کردند. این افت فاحش، پرسپولیس را از کورس قهرمانی لیگ برتر به طور کامل اوت کرد. آخرین امید سرخها، کسب سهمیه آسیایی از طریق تورنمنت پلیآف لیگ قهرمانان آسیا ۲ بود. اما در آنجا هم بخت با آنها یار نبود؛ شکست دراماتیک و شوکهکننده برابر تیم باانگیزه چادرملو، تیر خلاصی بر پیکر نیمهجان پرسپولیس اوسمار بود. عملکرد کلی ویرا در این ۱۵مسابقه، شامل هفت پیروزی، یک تساوی و هفت باخت، نشان داد که پیوند دوباره او و پرسپولیس، فاقد جادوی دوران گذشته است و تغییر، تنها راهکار گریزناپذیر جلوه میکرد.
درام جدایی اوسمار زمانی به پرده آخر رسید که رسانه رسمی باشگاه پرسپولیس، پس از روزها گمانهزنی و شایعه، خبر قطعی قطع همکاری را منتشر کرد. اوسمار لوس ویرا به همراه دو دستیار هموطنش، با چهرههایی مغموم اما محترم، وارد ساختمان باشگاه شدند. در جلسه نهایی، آنها با پیمان حدادی نماینده مدیریت باشگاه دیدار کردند. فضایی آکنده از احترام متقابل، اما توام با واقعگرایی تلخ فوتبال بر جلسه حاکم بود. قراردادها فسخ شد و دو طرف رسما به خط پایان رسیدند. باشگاه پرسپولیس در بیانیهای محترمانه نوشت:«با پایان فصل رقابتهای فوتبال، همکاری باشگاه پرسپولیس و اوسمار لوس ویرا نیز به پایان رسید. ویرا به اتفاق دو دستیار خود در محل ساختمان باشگاه حضور پیدا کرد و با پیمان حدادی دیدار داشت تا با توجه به پایان فصل رقابتها دو طرف رسما به همکاری خود پایان دهند. مدیرعامل پرسپولیس هم در جریان این ملاقات از تلاشهای او تشکر کرد. این مربی برزیلی در این مدت، با تعهد و تجربهاش سرخپوشان را هدایت نمود. باشگاه پرسپولیس ضمن قدردانی از تلاشها و خدمات اوسمار ویرا در مدت حضورش، برای این مربی برزیلی در ادامه فعالیتهای حرفهای، آرزوی موفقیت و سربلندی دارد.» این بیانیه اتو کشیده و دیپلماتیک، پایان رسمی مردی بود که نتوانست صندلی لرزان خود را حفظ کند.
جدایی اوسمار، پرسپولیس را در آستانه فصل بیستوششم لیگ برتر با یک چالش بزرگ و ساختاری مواجه کرده است؛ بیثباتی مطلق روی نیمکت. پس از دوران طلایی و چهارساله حضور مستمر یحیی گلمحمدی که ثبات فنی بینظیری را به ارمغان آورده بود، پرسپولیس وارد چرخهای ویرانگر از تغییرات شده است. آمار تکاندهنده و تکاندهندهتر میشود وقتی بدانیم مدیران باشگاه در نزدیک به سه سال اخیر، هفت بار دست به تغییر سرمربی زدهاند! این حجم از دگرگونی در کادر فنی، ساختار تاکتیکی و هویت تیمی سرخپوشان را به شدت خدشهدار کرده است. هر مربی با فلسفهای جدید میآید، مهرههای خود را میچیند و پیش از آنکه بتواند تفکراتش را کاملا دیکته کند، جای خود را به دیگری میدهد. اکنون مدیران پرسپولیس برای فصل بیستوششم در بوته آزمایشی سخت و تاریخی قرار دارند؛ آنها باید گزینهای را انتخاب کنند که نهتنها تیم را به اوج برگرداند، بلکه توانایی پایان دادن به این چرخه پرتکرار، فرساینده و لرزان را داشته باشد. چشمانداز فصل جدید مبهم است و هواداران نگران، چشم به ویترین مدیریت دوختهاند تا ببینند ناخدای جدید کشتی سرخپوشان چه کسی خواهد بود.
دیدگاه تان را بنویسید