حملات گسترده ارتش اسرائیل به لبنان، آینده آتشبس را در ابهام فرو برد؛
جبهه شمالی در حلقه هجوم، پیشروی و تصرف تلآویو
رامین پرتو
تحولات اخیر در جنوب لبنان نشان میدهد که منطقه وارد مرحلهای تازه و پیچیده از رویارویی میان اسرائیل و حزبالله شده است؛ مرحلهای که ابعاد آن فراتر از درگیریهای مرزی محدود بوده و میتواند به تغییرات مهمی در معادلات امنیتی و سیاسی لبنان و حتی کل منطقه منجر شود. تصرف قلعه تاریخی بوفورت یا الشقیف توسط ارتش اسرائیل، گسترش عملیات زمینی به مناطق شمال رود لیتانی، تشدید حملات هوایی به شهرها و روستاهای جنوبی لبنان و در مقابل افزایش عملیات موشکی و پهپادی حزبالله، همگی نشانههایی از ورود جنگ به سطحی جدید هستند.
قلعه الشقیف که بر فراز ارتفاعات مشرف به رودخانه لیتانی، دشت مرجعیون و منطقه نبطیه قرار گرفته، تنها یک اثر تاریخی نیست، بلکه این قلعه از منظر نظامی و اطلاعاتی یکی از مهمترین نقاط راهبردی جنوب لبنان به شمار میرود. به همین دلیل اشغال دوباره آن توسط ارتش اسرائیل پس از بیش از دو دهه، از دید بسیاری از ناظران صرفاً یک دستاورد تاکتیکی نیست، بلکه بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای تغییر وضعیت میدانی در جنوب لبنان محسوب میشود.
بر اساس گزارشهای میدانی، نیروهای اسرائیلی پس از چند روز حملات سنگین هوایی و توپخانهای و درگیریهای گسترده، توانستند از محور دیر میماس به سمت قلعه بوفورت پیشروی کرده و کنترل آن را در دست بگیرند. این پیشروی به عنوان عمیقترین نفوذ ارتش اسرائیل به خاک لبنان طی بیش از یک ربع قرن اخیر توصیف شده است. با این حال منابع لبنانی تأکید میکنند که حضور اسرائیل در این منطقه به معنای خروج نیروهای آن از تیررس مقاومت نیست و همچنان مواضع نظامیان اسرائیلی در بخشهای مختلف جنوب لبنان هدف حملات حزبالله قرار میگیرد.
همزمان با این عملیات، حملات گسترده هوایی به مناطق مختلف جنوب لبنان نیز ادامه یافته است. شهر صور، منطقه الزهرانی، المروانیه، کوثریةالرز، الخرطوم، تفاحتا و الغسانیه از جمله مناطقی هستند که هدف بمباران قرار گرفتهاند. وزارت بهداشت لبنان نیز از زخمی شدن تعدادی از کارکنان بیمارستان حیرام در نتیجه حمله هوایی اسرائیل و وارد آمدن خسارات سنگین به این مرکز درمانی خبر داده است.
در مقابل، حزبالله لبنان نیز دامنه عملیات خود را گسترش داده و از انجام حملات موشکی و پهپادی متعدد علیه مواضع ارتش اسرائیل خبر داده است. هدف قرار گرفتن تانکهای مرکاوا، حمله به زیرساختهای نظامی در شمال فلسطین اشغالی، اصابت برخی موشکها به مناطق نهاریا و عکا و استفاده مؤثر از پهپادهای بمبگذاریشده علیه نیروهای اسرائیلی، نشان میدهد که توان عملیاتی حزبالله همچنان فعال و تأثیرگذار است.
چرا اسرائیل عملیات گسترده علیه لبنان آغاز کرد؟
یکی از مهمترین پرسشهای مطرح شده در روزهای اخیر، چرایی تصمیم ناگهانی اسرائیل برای آغاز عملیات زمینی و هوایی گسترده در جنوب لبنان است. بررسی تحولات میدانی و سیاسی نشان میدهد که این اقدام حاصل مجموعهای از عوامل امنیتی، سیاسی و راهبردی است.
نخستین عامل را باید در تلاش تلآویو برای تغییر موازنه بازدارندگی جستوجو کرد. طی ماههای گذشته حزبالله توانسته بود با حملات موشکی و پهپادی مستمر، بخش قابل توجهی از مناطق شمالی فلسطین اشغالی را ناامن کند. ادامه این وضعیت موجب نگرانی شدید محافل امنیتی اسرائیل شده بود، زیرا بازگشت ساکنان شهرکهای شمالی به منازل خود با چالش جدی روبهرو شده و فشارهای سیاسی بر دولت بنیامین نتانیاهو افزایش یافته بود.
عامل دوم به شرایط داخلی اسرائیل مربوط میشود. دولت نتانیاهو همچنان با بحرانهای سیاسی و امنیتی متعددی روبهرو است و بخشی از جریانهای تندرو حاکم بر کابینه، از جمله چهرههایی مانند یسرائیل کاتس و بتسلئیل اسموتریچ، معتقدند که باید با اقدامات نظامی گستردهتر، معادلات امنیتی در مرز لبنان را به نفع اسرائیل تغییر داد. از این منظر، اشغال نقاط راهبردی مانند الشقیف میتواند به عنوان یک پیروزی نمادین و سیاسی برای دولت اسرائیل معرفی شود.
عامل سوم به پروژه ایجاد کمربند امنیتی جدید در جنوب لبنان بازمیگردد. اظهارات نتانیاهو درباره ایجاد «مناطق حائل» در لبنان، سوریه و غزه نشان میدهد که تلآویو در حال پیگیری راهبردی است که هدف آن دور کردن تهدیدات امنیتی از مرزهای فلسطین اشغالی از طریق اشغال یا کنترل غیرمستقیم مناطق پیرامونی است.
عامل چهارم نیز به مذاکرات جاری درباره آینده جنوب لبنان و مسئله خلع سلاح حزبالله مربوط میشود. به نظر میرسد اسرائیل تلاش میکند از طریق فشار نظامی، شرایط مذاکرات احتمالی را به سود خود تغییر داده و امتیازات بیشتری از دولت لبنان و میانجیهای بینالمللی دریافت کند.
هدف اسرائیل از اشغال خاک لبنان چیست؟
تحلیل رفتار اسرائیل نشان میدهد که هدف آن صرفاً تصرف یک قلعه تاریخی یا انجام یک عملیات محدود نظامی نیست. تلآویو در واقع چند هدف راهبردی را به صورت همزمان دنبال میکند.
نخستین هدف، ایجاد عمق امنیتی در مرزهای شمالی است. اسرائیل معتقد است تا زمانی که حزبالله در مناطق جنوبی لبنان حضور فعال داشته باشد، امنیت شهرکهای شمالی تضمین نخواهد شد. بنابراین تلاش میکند با پیشروی زمینی و اشغال نقاط مرتفع و راهبردی، آزادی عمل بیشتری برای نظارت و کنترل تحرکات مقاومت به دست آورد.
دولت نتانیاهو همچنان با بحرانهای سیاسی و امنیتی متعددی روبهرو است و بخشی از جریانهای تندرو حاکم بر کابینه، معتقدند که باید با اقدامات نظامی گستردهتر، معادلات امنیتی در مرز لبنان را به نفع اسرائیل تغییر داد و از این منظر، اشغال نقاط راهبردی مانند الشقیف میتواند به عنوان یک پیروزی نمادین و سیاسی برای دولت اسرائیل معرفی شود
دومین هدف، افزایش فشار بر دولت لبنان برای پذیرش ترتیبات امنیتی جدید است. در ماههای اخیر آمریکا و برخی بازیگران غربی تلاش کردهاند بیروت را به سمت توافقهای امنیتی جدید سوق دهند. اشغال بخشهایی از خاک لبنان میتواند به ابزاری برای اعمال فشار بیشتر بر دولت این کشور تبدیل شود.
سومین هدف، تضعیف جایگاه سیاسی و نظامی حزبالله است. اسرائیل امیدوار است با ایجاد خسارات گسترده و افزایش هزینههای جنگ، شکافهایی در فضای داخلی لبنان ایجاد کند و حمایت از مقاومت را کاهش دهد.
نگاه آمریکا و کشورهای عربی به حملات اسرائیل
واکنشهای بینالمللی و منطقهای به تحولات اخیر لبنان نشان میدهد که نگرانیها درباره گسترش جنگ در حال افزایش است. فرانسه از جمله کشورهایی بوده که به صراحت نسبت به ادامه اشغال خاک لبنان هشدار داده است. دومینیک دو ویلپن، نخستوزیر اسبق فرانسه، این روند را گامی خطرناک در مسیر یک اشغال پایدار توصیف کرده و خواستار توقف حملات و جلوگیری از تخلیه اجباری مناطق جنوبی لبنان شده است. همچنین ژان نوئل بارو، وزیر امور خارجه فرانسه، ادامه عملیات نظامی اسرائیل را غیرقابل توجیه دانسته و خواستار بررسی موضوع در شورای امنیت شده است.
مصر نیز ضمن تأکید بر ضرورت عقبنشینی کامل اسرائیل از خاک لبنان، این اقدامات را نقض حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان و مغایر با قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل دانسته است.
در خصوص ایالات متحده و دولت دوم دونالد ترامپ نیز میتوان گفت واشنگتن در موقعیتی دوگانه قرار گرفته است. از یک سو، آمریکا همچنان امنیت اسرائیل را یکی از اولویتهای اصلی خود میداند و در سطح راهبردی از اقدامات اسرائیل حمایت میکند و از سوی دیگر، گسترش جنگ در لبنان میتواند به بحرانی منطقهای تبدیل شود که منافع آمریکا در خاورمیانه را با خطر مواجه سازد.
آمریکا به خوبی آگاه است که گسترش جنگ به عمق لبنان، افزایش نقشآفرینی بازیگران منطقهای و تهدید مسیرهای انرژی و تجارت میتواند هزینههای سنگینی برای سیاستهای منطقهای این کشور به همراه داشته باشد و بر همین اساس جنگ کنترل شده را برگزیده است
در مجموع، تحولات اخیر جنوب لبنان نشان میدهد که منطقه در آستانه ورود به مرحلهای حساس و سرنوشتساز قرار گرفته و هر لحظه میتواند مذاکرات دو جانبه را به محاق ببرد.
دیدگاه تان را بنویسید