اروپا در تب بازگشت ثبات به هرمز

رامین پرتو

بحران فزاینده در خلیج فارس و تنگه هرمز، دیگر صرفاً یک تنش منطقه‌ای میان ایران، آمریکا و اسرائیل تلقی نمی‌شود؛ بلکه اکنون به بحرانی چندلایه در سطح اقتصاد جهانی تبدیل شده که اروپا یکی از اصلی‌ترین قربانیان آن به شمار می‌رود. تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه، اختلال در عبور و مرور نفتکش‌ها و نگرانی از بسته شدن یا ناامن شدن تنگه هرمز، اقتصادهای اروپایی را که هنوز از تبعات جنگ اوکراین و بحران انرژی سال‌های اخیر رهایی نیافته‌اند، با موج تازه‌ای از نااطمینانی، تورم و رکود مواجه کرده است.

در هفته‌های اخیر، مقام‌های اتحادیه اروپا بارها نسبت به پیامدهای اقتصادی بحران خلیج فارس هشدار داده‌اند. از بروکسل تا برلین و پاریس، نگرانی مشترکی درباره افزایش هزینه انرژی، کاهش رشد اقتصادی، افت سرمایه‌گذاری و فشار مضاعف بر معیشت خانوارها شکل گرفته است. همین مسئله باعث شده اتحادیه اروپا به دنبال راهکارهای اضطراری برای مقابله با تبعات بحران باشد که از آزادسازی ذخایر استراتژیک انرژی گرفته تا بررسی انعطاف‌پذیری مالی و حتی بازنگری در برخی سیاست‌های انرژی را در بر می‌گیرد.

وابستگی اروپا به انرژی خلیج فارس

دلیل اصلی تأثیرپذیری شدید اروپا از بحران تنگه هرمز، وابستگی ساختاری این قاره به انرژی وارداتی است. اروپا پس از جنگ اوکراین و کاهش واردات گاز روسیه، بیش از گذشته به منابع انرژی خاورمیانه وابسته شد. در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در تنگه هرمز که شاهراه انتقال بخش بزرگی از نفت و گاز جهان محسوب می‌شود، مستقیماً بازار انرژی اروپا را دچار شوک می‌کند.

افزایش بهای نفت و گاز در هفته‌های اخیر، نشانه آشکار این وابستگی است. مقام‌های اقتصادی اتحادیه اروپا تأیید کرده‌اند که رشد اقتصادی قاره سبز کاهش یافته و تورم مجدداً روند صعودی پیدا کرده و کمیسیون اروپا پیش‌بینی رشد اقتصادی منطقه یورو را کاهش داده و همزمان هشدار داده که ادامه بحران می‌تواند رکود تورمی جدیدی را بر اروپا تحمیل کند.

در آلمان، افزایش قیمت انرژی موجب بالا رفتن نرخ تورم و فشار مستقیم بر مصرف‌کنندگان شده است. دولت آلمان نیز پیش‌بینی رشد اقتصادی خود را کاهش داده و از احتمال تداوم فشارهای اقتصادی سخن گفته است. در فرانسه نیز بانک مرکزی این کشور از افزایش نااطمینانی اقتصادی و شکنندگی فضای کسب‌وکار خبر داده است. انگلیس هم با سقوط ارزش سهام شرکت‌های ساختمانی و افزایش هزینه‌های وام مسکن، بخشی از تبعات مستقیم بحران را تجربه می‌کند.

واقعیت این است که اقتصاد اروپا به شدت به ثبات زنجیره‌های تأمین و قیمت انرژی وابسته است. هنگامی که تنگه هرمز دچار بحران می‌شود، تنها قیمت سوخت افزایش پیدا نمی‌کند، بلکه کل شبکه تولید، حمل‌ونقل، صنایع شیمیایی، کشاورزی و حتی بازار مواد غذایی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. به همین دلیل، بحران خلیج فارس برای اروپا صرفاً یک مسئله ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه تهدیدی مستقیم علیه ثبات اقتصادی و اجتماعی این قاره محسوب می‌شود.

پیامدهای ادامه بحران: از رکود صنعتی تا فشار معیشتی

اگر بحران در خلیج فارس ادامه پیدا کند، اروپا با مجموعه‌ای از پیامدهای اقتصادی و سیاسی پیچیده روبه‌رو خواهد شد. نخستین پیامد، تداوم تورم انرژی و افزایش هزینه زندگی است. بالا رفتن قیمت سوخت، برق و گاز، مستقیماً قدرت خرید خانوارهای اروپایی را کاهش می‌دهد و فشار بیشتری بر طبقات متوسط و ضعیف وارد می‌کند.

پیامد دوم، کاهش رشد اقتصادی و افت سرمایه‌گذاری است. بسیاری از شرکت‌های اروپایی اکنون به دلیل نااطمینانی ژئوپلیتیک و افزایش هزینه‌های تولید، سرمایه‌گذاری‌های خود را محدود کرده‌اند. صنایع شیمیایی، خودروسازی، حمل‌ونقل و ساخت‌وساز از جمله بخش‌هایی هستند که بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند.

گزارش‌های اقتصادی نشان می‌دهد که تنها صنعت حمل‌ونقل هوایی میلیاردها دلار خسارت دیده و شرکت‌های بزرگ بین‌المللی با کاهش سود و افت ارزش سهام مواجه شده‌اند. حتی شرکت‌های بزرگی مانند تویوتا، پروکتر اند گمبل و ویرپول نیز تحت تأثیر اختلال در زنجیره‌های تأمین و افزایش هزینه انرژی قرار گرفته‌اند. همچنین ادامه بحران می‌تواند به تضعیف رقابت‌پذیری صنایع اروپایی منجر شود. هرچند برخی شرکت‌های شیمیایی اروپا به صورت موقت از اختلال در بازار آسیا سود برده‌اند، اما اغلب تحلیلگران معتقدند این وضعیت پایدار نیست و در بلندمدت، افزایش هزینه انرژی توان رقابتی صنایع اروپایی را کاهش خواهد داد.

اگر میان ایران و آمریکا توافق نهایی حاصل شود، احتمال کاهش تنش در تنگه هرمز و بازگشت تدریجی ثبات به بازار انرژی افزایش خواهد یافت و در چنین شرایطی، قیمت نفت و گاز می‌تواند کاهش پیدا کند و بخشی از فشار تورمی از روی اقتصاد اروپا برداشته شود

از منظر سیاسی نیز ادامه بحران می‌تواند اختلافات درون اتحادیه اروپا را تشدید کند. برخی کشورها خواهان حمایت‌های مالی گسترده‌تر و انعطاف بودجه‌ای هستند، در حالی که برخی دیگر نگران افزایش بدهی‌ها و فشار بر نظام مالی اتحادیه ‌هستند. همین مسئله می‌تواند انسجام سیاسی اروپا را در مواجهه با بحران کاهش دهد.

افزون بر این، فشار اقتصادی ناشی از تورم و رکود می‌تواند به رشد جریان‌های پوپولیستی و راست‌گرا در کشورهای اروپایی منجر شود؛ جریاناتی که معمولاً در دوره‌های بحران اقتصادی قدرت بیشتری پیدا می‌کنند و سیاست‌های اتحادیه اروپا را با چالش مواجه می‌سازند.

راهکار اروپا برای مقابله با بحران 

اتحادیه اروپا اکنون در تلاش است با ترکیبی از سیاست‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت، اثرات بحران خلیج فارس را کنترل کند. یکی از مهم‌ترین اقدامات، استفاده از ذخایر استراتژیک نفت و گاز است تا از جهش بیشتر قیمت‌ها جلوگیری شود. در کنار آن، بروکسل به دنبال ایجاد انعطاف‌پذیری مالی برای دولت‌های عضو است تا بتوانند بخشی از فشار هزینه‌های انرژی را جبران کنند. پیشنهادهایی برای افزایش کمک‌های دولتی، کاهش مالیات انرژی و حمایت از صنایع آسیب‌پذیر مطرح شده است.

اروپا همچنین تلاش می‌کند روند گذار به انرژی‌های تجدیدپذیر را سرعت ببخشد. مقام‌های اتحادیه اروپا بارها تأکید کرده‌اند که وابستگی بیش از حد به سوخت‌های فسیلی، آسیب‌پذیری این قاره را افزایش داده است. به همین دلیل، توسعه انرژی‌های پاک، افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های سبز و تنوع‌بخشی به منابع انرژی، بخشی از راهبرد بلندمدت اروپا محسوب می‌شود.

با این حال، این سیاست‌ها در کوتاه‌مدت نمی‌توانند بحران فعلی را به طور کامل مهار کنند. اروپا همچنان به واردات انرژی نیاز دارد و هرگونه اختلال در تنگه هرمز می‌تواند بازارهای این قاره را دچار شوک کند. از سوی دیگر، برخی کشورهای اروپایی حتی موضوع بازگشت محدود به واردات گاز روسیه را نیز مطرح کرده‌اند؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد شدت بحران تا چه اندازه محاسبات سیاسی و اقتصادی اروپا را تغییر داده است.

در حوزه سیاسی و دیپلماتیک نیز اروپا تلاش می‌کند از تشدید تنش میان ایران و آمریکا جلوگیری کند. بسیاری از دولت‌های اروپایی به خوبی می‌دانند که ادامه درگیری در خلیج فارس می‌تواند اقتصاد شکننده این قاره را وارد مرحله‌ای بسیار دشوارتر کند. به همین دلیل، حمایت از مسیر مذاکرات و تلاش برای کاهش تنش، بخشی از راهبرد کلان اروپا در ماه‌های آینده خواهد بود.

اروپا پس از جنگ اوکراین و کاهش واردات گاز روسیه، بیش از گذشته به منابع انرژی خاورمیانه وابسته شد و در چنین شرایطی، هرگونه اختلال در تنگه هرمز که شاهراه انتقال بخش بزرگی از نفت و گاز جهان محسوب می‌شود، مستقیماً بازار انرژی اروپا را دچار شوک می‌کند

آیا توافق ایران و آمریکا  اقتصاد اروپا را   احیا می‌کند؟

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که دستیابی به توافق میان ایران و آمریکا می‌تواند نقطه عطفی در کاهش بحران اقتصادی اروپا باشد. نشانه‌های اولیه این مسئله نیز در واکنش مثبت بازارهای سهام اروپا به اخبار مربوط به مذاکرات تهران و واشنگتن مشاهده شده است.

اگر توافق نهایی حاصل شود، احتمال کاهش تنش در تنگه هرمز و بازگشت تدریجی ثبات به بازار انرژی افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، قیمت نفت و گاز می‌تواند کاهش پیدا کند و بخشی از فشار تورمی از روی اقتصاد اروپا برداشته شود.

با این حال، بازگشت کامل اقتصاد اروپا به وضعیت پیش از بحران، فرآیندی زمان‌بر خواهد بود. حتی در صورت توافق سیاسی، اثرات روانی و اقتصادی بحران به سرعت از بین نمی‌رود. بسیاری از شرکت‌ها سرمایه‌گذاری‌های خود را کاهش داده‌اند و بازسازی اعتماد بازار نیازمند زمان است.

همچنین اروپا همچنان با مشکلات ساختاری متعدد از جمله رشد ضعیف اقتصادی، بدهی‌های بالا، هزینه‌های سنگین انرژی و کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان روبرو است. بنابراین توافق ایران و آمریکا می‌تواند روند بهبود را آغاز کند، اما به تنهایی قادر نخواهد بود تمام مشکلات اقتصادی اروپا را حل کند.

برآورد بسیاری از اقتصاددانان این است که در صورت کاهش تنش‌ها و تثبیت بازار انرژی، اقتصاد اروپا حداقل به یک تا سه سال زمان نیاز خواهد داشت تا بتواند بخشی از خسارت‌های ناشی از بحران اخیر را جبران کند. اگرچه کاهش قیمت انرژی می‌تواند تورم را کنترل و رشد اقتصادی را تقویت کند، اما بازگشت کامل اعتماد سرمایه‌گذاران و احیای صنایع آسیب‌دیده به زمان بیشتری نیاز خواهد داشت.

در مجموع، بحران خلیج فارس و تنگه هرمز بار دیگر نشان داد که امنیت انرژی همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف اقتصاد اروپاست. جنگ و تنش در خاورمیانه، نه‌تنها معادلات ژئوپلیتیک منطقه را تغییر داده، بلکه اقتصاد اروپا را نیز وارد مرحله‌ای تازه از بی‌ثباتی کرده است؛ مرحله‌ای که عبور از آن بدون کاهش تنش‌های منطقه‌ای و بازگشت ثبات به بازار انرژی، بسیار دشوار خواهد بود.