مجوز ساخت‌وساز در ۶٢ باغ تهران صادر شد. اعضای شورای شهر تهران صبح روز ۱۵ اسفند، یعنی درست در روز درختکاری، در پاسخ به استفساریه شهرداری تهران در مورد ارائه پروانه ساخت در ۶۲ باغ پایتخت رأی مثبت دادند. ‎بر اساس این پیشنهاد مقررشده بنا به پیشنهاد شهردار تهران، برای ۶٢ پرونده‌ای که عوارض خود را به‌صورت سیستمی و کامل پرداخت کردند، مجوز ساخت‌وساز صادر شود. جمع مبلغ دریافتی از محل این باغات ۱۷۰ میلیارد تومان است. مجموع ۶۲ پرونده شامل ۱۶۱ هزار و ۴۸۱ مترمربع باغ است. به گفته افشین حبیب‌زاده، یکی از اعضای شورای شهر تهران، مساحت باقی‌مانده از باغات تهران تنها سه هزار قطعه باغ با مساحت بیش از ۱۶۰۰ هکتار است.

آذر فخری

نکته جالب این است که خیلی از ماها هنوز عادت نکرده‌ایم، هنوز عادت نکرده‌ایم به این‌که هر روز صبح که از خواب بیدار می‌‌شویم مطمئنا یک خبر بد خواهیم شنید. عادت نکرده‌ایم که در مورد خبرهای بدی که مدام از راه می‌رسند یک گوش‌مان درباشد و دیگری دروازه و هی گیر ندهیم به خبر بد و هی روی آن مکث نکنیم. ما.. یعنی بعضی از ماها هنوز هم از شنیدن خبرهای بد، حال‌مان بد می‌شود؛ یکی‌اش همین خبر فاجعه‌بار «باغ‌کشی» است که نمایندگان خودمان در شورای شهر و درست در روز درخت‌کاری می‌نشینند و بی‌هیچ چک و چانه‌ای، فاتحه 62 باغ را می‌خوانند و اجازه می‌دهند مالکان حقیقی و حقوقی این باغ ها، تیشه به ریشه درختان بزنند و به جای‌شان بتن و آجر روی هم بچینند. 62 باغ می‌دانید چه‌قدر زمین و چند اصله درخت؟ شما نمی‌دانید، ما هم نمی‌دانیم، اما دل ما و هوای این شهر به همین درختان خوش بود که می‌گفتند ریه‌های تهران است. حالا عده‌ای مجوز گرفته‌اند این ریه‌ها را از کالبد نیمه‌جان  تهران بیرون بکشند. ما نه حساب‌وکتاب زمین‌ها دست‌مان است و نه از تعداد درخت‌ها خبر داریم. فقط هنوز روح‌مان از شنیدن این خبر بد، درد می‌کند!

آغاز باغ‌کشی، چگونه و چرا؟

در مصوبه سال ۶٢ شورای‌عالی شهرسازی و معماری ایران مربوط به نحوه افراز و تفکیک باغات و مزارع واقع در محدوده‌های شهری در زمین‌هایی با مساحت تفکیک‌شده باغات شهری دو هزار مترمربع و حداکثر سطح اشغال ١٠ درصد از ساخت‌وساز را تعیین کرده بودند. بر این اساس حداکثر تراکم ساختمانی مجاز در این زمین‌ها ٢٠ درصد در حداکثر دوطبقه روی زیرزمین تعیین‌شده بود. پس‌ازآن در سال ۶۶ و در جریان تصویب قانون زمین شهری تغییراتی در این قانون اعمال شد. در سال ٨٢ با ارائه لایحه برج‌-باغ از سوی شهردار وقت به شورای شهر دوم تهران به شکلی قانونی مجوز ساخت در زمین‌های خانه - باغ صادر شد و سهم رسمی و قانونی تجاوز مالک به محدوده باغ از ١٠ درصد به ٣٠ درصد افزایش یافت و تراکم آن‌هم معادل تراکم مجاز املاک در هر منطقه تعیین شد.

در آن زمان اعضای شورای شهر تهران در توجیه این تصمیم، گفتند با این قانون جدید جلوی خشک‌شدن و تخریب و سوزانده‌شدن باغات را می‌گیریم؛ چراکه مالکان می‌دانند در همان سطح ٣٠ درصد هم می‌توانند ساخت‌وساز موردنظرشان را انجام دهند و بخش بیشتری از باغ را سالم نگه می‌دارند. این مصوبه بعدها در شورای سوم شهر تهران مورد اعتراض و چالش زیادی قرار گرفت و حجم بسیار باغاتی که با این مصوبه به تاراج رفتند و به‌جای‌شان برج‌های بسیار سر کشیدند، زنگ خطر را به صدا درآورد؛ زنگ خطری که همه شهر صدایش را شنیده‌اند اما هنوز به گوش برخی از اعضای شورای شهر و شهردار تهران نرسیده است. این روزها، باغ‌کشی شیوه و آیین مدیران تهرانی شده است. در 13 سال گذشته  هفت هزار هکتار باغ از تهران ناپدیدشده‌اند و این گواه روشنی است بر آیین جدید مسئولان این شهر: آیین نامبارک « باغ‌کشی». حالا در میان مردم، در کوچه و پس و کوچه‌ها و در این روزها در هر کوی و برزن مجازی و واقعی درباره باغ‌کشی صحبت می‌شود و از بین رفتن فضای سبز پایتخت. تهران روزگاری به باغ‌های سبز و خرمش معروف بود که مانند زمردی در پایتخت می‌درخشیدند و هوش از سر مردمش می‌بردند اما امروز تنها خاطره‌ای از آن‌همه باغ‌ در یادها مانده است

لابی‌گری برای تخریب  فضای سبز تهران

یاشار سلطانی روزنامه‌نگار که گویا پی‌گیر این ماجرا بوده است می‌گوید:«مشکل این‌جاست که شورای شهر تهران اساسا اختیار تصمیم‌گیری دراین‌باره را ندارد. مصوبه لغو برج‌باغ باید به تصویب شورای عالی معماری و شهرسازی برسد که نرسیده است.»

ابعاد ماجرا به همین ۶۲ پرونده ختم نمی‌شود. محمدسالاری،رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران به ۷۳ پرونده دیگر نیز اشاره‌ می‌کند که آن‌ها هم «پیش از مصوبه شورای شهر در خصوص لغو برج‌باغ‌ها تشکیل‌شده بودند». این گروه شامل مالکانی می‌شوند که «عوارض خود را به‌طور کامل پرداخت نکرده بودند و جمع مبالغ دریافتی از قبل آن‌ها حدود ۵۰۰  میلیارد تومان بوده است. علاوه بر این ۳۸ پرونده قبلا پروانه دریافت کرده بودند اما درخواست تغییر نقشه داشتند.»

یاشار سلطانی از خطری می‌گوید که این پرونده‌ها می‌توانند در پی داشته باشند. این‌که «اصلاح در‌آمدهای شهرداری به‌سادگی ممکن نباشد». او به سخنان پیروز حناچی، شهردار تهران، اشاره می‌کند.  شهردار تهران یک روز پس از موافقت شورای شهر تهران در «حاشیه کاشت درخت امید در بیمارستان شریعتی» گفت: «چیزی که دیروز تحت عنوان مجوز ساخت ۶٢ مورد برج‌باغ‌ شاهد بودیم، دقیقا همان اینرسی است که پس از ترمز محکم قطار برج‌باغ‌ها حادثه شده است. مورد اخیر کم‌ترین تبعاتی است که می‌توانستیم انتظارش را داشته باشیم.»

شهردار تهران: «چیزی که تحت عنوان مجوز ساخت ۶٢ مورد برج‌باغ‌ شاهد بودیم، دقیقا همان اینرسی است که پس از ترمز محکم قطار برج‌باغ‌ها حادث شده است. مورد اخیر کم‌ترین تبعاتی است که می‌توانستیم انتظارش را داشته باشیم»

ولی ماجرای باغ‌کشی یک نگران دیگر هم داشت؛ ناهید خداکرمی نماینده شورای شهر تهران در جلسه چهارشنبه 15 اسفند راه حل دیگری را ممکن دانسته بود. او از همکاران خود خواسته بود به استفساریه رای منفی دهند تا همه مشمول قانون جدید شوند:«اگر ضرر مکتسبه را از محل بودجه فضای سبز بدهیم خیلی بهتر است تا ۱۶ هکتار باغ را تخریب کنیم»، این اقدام  ترجیح دادن «منافع عده‌ای به منافع عامه » است.

خانه‌باغ از برج‌باغ بهتر است!

بعضی ها معتقدند «خانه‌باغ» جایگزین بهتری است برای «برج‌باغ». این طرح در اواسط آبان ماه امسال پیشنهاد شد و «دنیای اقتصاد» درباره آن نوشت: «آخرین ذخایر سبز پایتخت، با فرمول برد-برد (تامین توام منافع شهر و خواسته مالکان)، اجازه تبدیل کاربری پیدا می‌کند. طرحی که قرار است در آن‌هم «منافع مالکان باغات و اراضی مشجر تامین شود و هم منافع شهر و شهروندان ناشی از ساخت‌وسازهای بلندمرتبه در باغات آسیب نبیند».

در این طرح، با بازی با اسم ها و عنوان‌ها، قرار شد مالکان ۶ هزار و ۱۸۳ ملک مشجر (باغ) با پروانه ویژه از بین ۱۴ نوع کاربری هم‌چون خانه‌های حداکثر ۴ طبقه، مدرسه، دفتر روزنامه، تهیه غذا و سالن کنسرت، یکی را برای ساخت در حداکثر ۱۵ درصد از مساحت زمین انتخاب کنند!»

در طرح «خانه‌باغ» قرار شد اقداماتی صورت گیرد که اجازه دور زدن مقررات به مالک و امکان رشوه‌دهی و رشوه‌گیری به مسئولان را ندهد. ازجمله این‌که اراضی مشجر تا سه هزار مترمربع، اراضی مشجر بین سه تا پنج هزار مترمربع و اراضی بیش از پنج هزار مترمربع هرکدام در گروه‌های جداگانه قرار گیرند. مقررشده بود «وقتی پروانه ساختمانی از سوی شهرداری تهران صادر می‌شود یک ناظر ویژه از سوی شهرداری تا پایان عملیات ساخت‌وساز در باغ پایش مستمر انجام دهد تا عملیات ساختمانی تا نقطه پایان منطبق با ضوابط مصوب پیش رود».

یک ویژگی دیگر این طرح این بود که اگر مالک بخواهد بیش‌ازحد مجاز تعریف‌شده ساخت‌وساز کند، موظف می‌شود معادل ۷۰ درصد از مساحت عرصه زمین مشجر خود را به نفع شهر و برای تبدیل به فضای عمومی سبز به شهرداری تهران واگذار کند.

هم‌چنین «تمامی نقشه‌هایی که مالک در سطح اشغال ۱۵ درصد و تراکم ساختمانی دو تا چهار طبقه تدارک دیده است» باید به تایید شورای معماری باغ متشکل از ۱۰ نفر از نمایندگان شهرداری منطقه، شهرداری مرکز، کارشناسان و متخصصان حوزه و اعضای شورای شهر تهران برسد.

این روزها، باغ‌کشی شیوه و آیین مدیران تهرانی شده است. در 13 سال گذشته  هفت هزار هکتار باغ از تهران ناپدید شده‌اند و این گواه روشنی است بر آیین جدید مسئولان این شهر: آیین نامبارک « باغ‌کشی»

گویا امید این بود که تمامی ضوابط و مصوبات گذشته ملغی اعلام شده و پیشنهادهای ارائه‌شده در طرح جدید در صورت تصویب در شورای شهر لازم‌الاجرا شود. پس از مصوبه روز چهارشنبه شورای شهر تهران، برخی معتقدند ملغی شدن مصوبه‌های قدیم هم نمی‌تواند جلوی ادامه بنای برج‌باغ‌ها را بگیرد، پس دیگر جایی برای صحبت در مورد «خانه‌باغ »ها و این طور لفاظی‌ها نمی‌ماند!

فاتحه باغ‌ها خوانده شده است

امید نوری، عضو هیات علمی پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی، در واکنش به صدور مجوز ساخت‌وساز در ۶۲ باغ تهران می‌گوید:«هنگامی‌که مجوز ساخت‌وساز در باغی را بدهند باید فاتحه آن باغ را خواند.تحت هر شرایطی و با هر مساحتی، عملا باغ کاربری خود را از دست می‌دهد. حتی اگر مجوز صدور تنها ۳۰ درصد از مساحت مجموعه داده شود؛ این سنگ بنای تخریب کامل باغ است». او یادآوری می کند:«درکشورهای دیگر جهان باغ‌ها را به‌عنوان باغ‌های اجتماعی به مردم و سازمان‌های مردم‌نهاد واگذار می‌کنند تا بتوان آن‌ها را حفظ کرد ولی برخی مصوبه‌های شهری ما باعث تخریب اندک باغ‌های باقی‌مانده در تهران می‌شود».

آیا امیدی به لغو مجوز ۶۲ برج‌باغ هست؟

فروش شهر و قتل درختان در کنار افزایش همه آمارهای نگران‌کننده در کشور و تهران هم‌چنان ادامه دارد. درختان قربانیان بی‌زبان این روزهای پایتخت، حتی بدون آن‌که آمار مرگ و قطع و خشک و سوزانده شدن‌شان درست و کامل داده شود، حذف می‌شوند. 

فعلا این شهروندان هستند که تا به امروز به داد باغ‌ها رسیده‌اند

رحمت‌الله حافظی، رئیس کمیسیون سلامت و محیط‌زیست شورای شهر چهارم تهران در این دوره بارها درباره این مصوبه و باغ‌هایی که که کم‌کم یا یک‌باره از دست رفتند، هشدار داده است. او هشدار می‌دهد:«با این مصوبه ۴۵ درصد از مساحت باغ در منفی دوطبقه گودبرداری و در ارتفاع نیز از ١١ تا ٢١ طبقه ساخته می‌شود و در عمل در جریان عملیات ساخت‌وساز، بیش از ٧٠ درصد باغ از بین می‌رود.» او تأکید می کند که درباره محافظت از باغ‌های تهران، قانون بالادستی نظیر مصوبه شورای انقلاب قوی‌تر و ارجح‌تر نسبت به مصوبه شورای شهر تهران است اما در عمل توجهی نمی‌شود. متأسفانه افرادی هستند که نفع خود را در سیاسی کردن امور می‌دانند و با رویکرد پوپولیستی و عوام‌فریبی سعی در انحراف موضوعات دارند و در این میان این باغ‌های شهر هستند که از بین می‌روند.»