«اگر نظام ایران خطایی مرتکب شود و بخواهد تل‌آویو و حیفا را نابود کند، این آخرین سالگردی خواهد بود که آنها جشن انقلاب می‌گیرند»؛ این اظهارات تازه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل است که دوشنبه شب بعد از مراسم ۲۲ بهمن در ایران، منتشر شد؛ ضربه‌ای دیگر روی طبل جنگ؛ جنگی که بسیاری ازتحلیلگران سیاسی و بین‌المللی آن را غیرمحتمل و بعید می‌دانند، اما صدای لاینقطع طبلش، آنها را به حدس و گمان‌ها و تحلیل‌های متعدد واداشته است.

محبوبه ولی، روزنامه نگار

رسانه صهیونیستی هاآرتص گفته که این تهدید نتانیاهو در واکنش به اظهارات یکی از مقامات ارشد سپاه در راهپیمایی چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی بوده است؛ آن مقام ارشد سپاه که هاآرتص به آن اشاره کرده سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران است که روز دوشنبه در راهپیمایی 22 بهمن در خمینی‌شهر گفت: «آمریکا با همه داشته‌های دفاعی و نظامی خود جرأت شلیک یک گلوله به ما را ندارد و آمریکا بداند اگر به ما حمله کند تل‌آیو و حیفا با خاک یکسان خواهد شد.»

به نظر می‌رسد مناقشات لفظی ترامپ و دولتمردانش با مقامات ایرانی که تا چند ماه پیش سرتیتر اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی بود، حالا جای خود را به این‌گونه تهدیدهای ایران و اسرائیل علیه یکدیگر داده است. 

سنت‌شکنی نظامی 

همزمان با چهل سالگی انقلاب، دشمنی ایران و اسرائیل نیز چهل ساله شده است. به‌رغم تمام تنش‌ها در این چهار دهه، این دشمنی تا به امروز به جنگی رو در رو ختم نشده است اما از چند هفته پیش که ترامپ اعلام کرد نیروهای خود را از سوریه خارج می‌کند، مقامات اسرائیلی شیپور جنگ را برداشته‌ و رویه تازه‌ای در پیش گرفته‌اند؛ شاهد مثال این رویه تازه، اعترافات بی‌سابقه آنها درباره هدف گرفتن مواضع ایرانی در سوریه است. مقامات اسرائیلی که به ندرت حملات خارجی منسوب به اسرائیل را تایید یا تکذیب می‌کنند و محرمانه بودن اسرار نظامی آنها به حدی معروف است که بسیاری تحلیلگران به طعنه تاکید می‌کنند تنها آشپز ارتش اسرائیل است که تعداد سربازان آن در هر نقطه را می‌داند، ماه گذشته تایید کردند که نیروی هوایی اسرائیل به انبارهای حاوی سلاح‌های ایرانی در فرودگاه بین‌المللی دمشق حمله کرده است.

اعلام این حمله همراه شد با ابراز نگرانی شدید مقامات اسرائیلی از حمله ایران به خاک اسرائیل، تا جایی که حتی مواضع مورد حمله ایران را نیز به طور دقیق و مشخص اعلام می‌کردند. اوایل بهمن رووین ریولین، رئیس اسرائیل در کنفرانس «موسسه مطالعات امنیت ملی در تل آویو»، پیش‌بینی کرد که ایران در پاسخ به حملات هوایی اسرائیل به خاک سوریه، حملاتی را از سمت شمال اراضی اشغالی انجام خواهد داد. 

چشم به راه اروپا

او ادامه داد بود: «از نظر من اروپا نیز کم‌کم به این سمت می‌رود که همانند اسرائیل درباره ایران فکر کند.» اسرائیل در انتظار این تغییر رویکرد اروپا بود که آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان در مصاحبه با یک رادیوی اسرائیلی گفت: «من نگرانی اسرائیل درباره ایران و سیاست‌هایی که موجودیت این رژیم را به خطر می‌اندازد، درک می‌کنم. این حق اسرائیل است و مهم است که به فکر منافع امنیتی خود باشد.» او در عین حال در یک کنفرانس خبری با نخست‌وزیر اسرائیل تاکید کرد که آلمان و اسرائیل درباره ایران هم‌نظرند، اما روش‌های متفاوتی دارند.

روز گذشته نیز به‌رغم اینکه نتانیاهو اعلام کرده بود، موضوع نخست نشست ورشو ایران خواهد بود، سخنگوی وزارت خارجه آلمان اعلام کرد که هایکو ماس، وزیر خارجه این کشور در این نشست شرکت نخواهد کرد و یکی از مقامات ارشد به عنوان جایگزین در ورشو حاضر خواهد شد. شماری دیگر از مقامات اروپایی نیز از حضور در این نشست امتناع کرده‌اند. با این حساب به نظر می‌رسد، اسرائیل هنوز نتوانسته حتی با تاکید بر «خطر تهدید شدن از سوی ایران» اروپاییان را نسبت به راهبرد خود در قبال ایران اقناع کند.

مرکز مطالعات استراتژیک المستقبل: جنگ مستقیم با تهران، منجر به شعله‌ور شدن تمام منطقه می‌شود و این مسئله در زمان حاضر به نفع ایالات متحده نیست. مقابله نظامی با تهران، به طبیعت فعلی‌اش، که همان جنگ نیابتی است، منحصر می‌ماند

خوراک داخلی

از نگاه بسیاری دیگر از تحلیلگران تمام این کوبیدن‌های مداوم بر طبل جنگ، برای نتانیاهو مصرف داخلی دارد. این تحلیلگران به انتخابات پیش‌روی نتانیاهو در 9 آوریل اشاره و تاکید می‌کنند که اگر افکار عمومی اسرائیل به این نتیجه برسد که حمله ایران به اسرائیل قریب‌الوقوع است، نتانیاهو را به عنوان یک نخست‌وزیر دست راستی که می‌تواند امنیت اسرائیل را در برابر ایران تامین کند، حفظ خواهند کرد؛ به ویژه که نتانیاهو تحت فشار پرونده قضایی اتهام فساد اداری و ارتشا نیز هست که می‌تواند کامیابی او در انتخابات آتی اسرائیل را به شدت تحت‌تاثیر قرار دهد. 

نتانیاهو در اظهارات هفته‌های اخیر خود مدام تاکید می‌کند که «موجودیت اسرائیل» خط قرمز او و دولت اوست؛ این عبارت می‌تواند موید این تحلیل باشد.

روس‌های دغلباز؟

ایران مورد حمایت دولت اسد است و همپیمانان متعددی نیز در سوریه دارد؛ با داشتن چنین همپیمانانی اسرائیل چگونه می‌تواند پایگاه‌های ایران در سوریه را مورد هدف قرار دهد؟ این سوالی است که بعد از اعلام خبر حملات اسرائیل به اهداف ایرانی در ماه گذشته، بسیار مطرح شد و برخی پاسخ آن را در دغلکاری روس‌ها یافتند.

حشمت‌الله فلاحت پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این باره به ایرنا گفت: «در این بین نقدی جدی به روسیه وجود دارد، که در زمان حملات رژیم صهیونیستی سامانه پدافند هوایی اس ۳۰۰ خود را غیرفعال می‌کند. اگر سامانه اس ۳۰۰ روس‌ها به درستی عمل کند رژیم صهیونیستی نمی‌تواند به راحتی حملاتی را در خاک سوریه انجام دهد. به نظر می‌رسد نوعی هماهنگی بین حملات رژیم صهیونیستی و پدافند هوایی روسیه که در سوریه مستقر است، وجود داشته باشد.» اس 300 ها سیستم دفاعی پیشرفته‌ای هستند که روس‌ها بعد از حمله هوایی اسرائیل به سوریه که باعث سرنگونی یک هواپیمای روسی شد، در اختیار سوریه قرار دادند. 

مرکز مطالعات استراتژیک المستقبل نیز روز گذشته در همین رابطه نوشته بود: «قطعا حملات اسرائیل به اهداف و پایگاه‌های ایرانی در سوریه، تنها با حمایت واشنگتن و موافقت قبلی مسکو، انجام می‌شود و عدم استفاده از اس 300 روسی برای مقابله با این حملات، مؤید این امر است. به علاوه، تحرکات اخیر اسرائیل، همزمان شده است با تحرکات آمریکا در منطقه و بویژه عراق و انتشار اخباری در مورد عزم واشنگتن برای مقابله غیرمستقیم با ایران در عراق.» بسیاری از تحلیلگران تاکید می‌کنند که نتانیاهو در حملات خود، حساب پوتین را هم کرده است. روزنامه لارپوبلیکا، چاپ ایتالیا، اوایل بهمن نوشته بود: «نتانیاهو در یک اقدام تاکتیکی روابط حسنه‌ای را با پوتین حفظ کرده و به او اطمینان خاطر داده است که اقدامات اسرائیل در سوریه مزاحمتی برای نیروهای روس نخواهد داشت و فقط هدف بازدارندگی ایران را دنبال می‌کند.» 

روز گذشته به‌رغم اینکه نتانیاهو اعلام کرده بود، موضوع نخست نشست ورشو ایران خواهد بود، سخنگوی وزارت خارجه آلمان اعلام کرد که هایکو ماس، وزیر خارجه این کشور در این نشست شرکت نخواهد کرد

طبلی که خالی است

در ایران اما مقامات ایرانی طبلی که اسرائیل بر آن می‌کوبد را خالی می‌دانند. گرچه مقامات ایرانی همواره اعلام کرده‌اند که راهبرد آنها محو اسرائیل از جغرافیای سیاسی جهان است، اما در عین حال هرگز برای نیل به این هدف دست به اقدام نظامی علیه اسرائیل نزده‌اند و معتقدند که اسرائیل نیز چنین نخواهد کرد.  سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پیش از این گفته بود که «اسرائیل اگر کاری انجام دهد که جنگ جدیدی شروع شود، مسلما این جنگ همان جنگی است که محو او را در پی خواهد داشت.» 

سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه نیز در این باره معتقد است که این همه سخن گفتن اسرائیلی‌ها از جنگ، عملیات روانی برای گرفتن امتیاز از جمهوری اسلامی ایران است. او به فارس گفته است: «به عنوان مثال در برنامه هسته‌ای تهدید می‌کردند که اگر جمهوری اسلامی برنامه هسته‌ای خود را متوقف نکند دست به اقدام نظامی می‌زنند و متأسفانه عده‌ای هم در داخل تحت‌‌تأثیر این عملیات روانی دشمن قرار گرفتند و این‌گونه می‌پنداشتند که اگر ما در موضوع هسته‌ای به توافق نرسیم، جنگ رخ خواهد داد و برمبنای چنین نگاهی تصریح می‌کردند که هر نوع توافقی بهتر از عدم توافق است، زیرا نتیجه توافق نکردن وقوع جنگ است.»

طبل نیابتی!

در خارج از مرزهای ایران و اسرائیل و از دید نظاره‌گران خارجی اما نظرهای متفاوتی در این باره وجود دارد، برخی معتقدند که در صورت ادامه حملات هوایی اسرائیل به پایگاه‌های ایرانی در سوریه، لبنان یا عراق، مقابله نظامی مستقیم بین ایران و اسرائیل به وقوع می‌پیوندد. اما دسته بزرگتری هم هستند که این مقابله نظامی را محتمل نمی‌دانند.  مرکز مطالعات استراتژیک المستقبل روز گذشته در تشریح دلایل درنگرفتن جنگ میان ایران و اسرائیل نوشته است: «اولا جنگ مستقیم با تهران، منجر به شعله‌ور شدن تمام منطقه می‌شود و این مسئله در زمان حاضر به نفع ایالات متحده نیست، دوم آنکه در شرایط فعلی، هنوز ایران صلاحیت لازم را از نظر آمریکا دارد و همچنان این کشور از نقش ایران در منطقه برای تحقق منافع خود در بین دولت‌های خلیج فارس، استفاده می‌کند.» این گزارش افزوده: «از این رو، باید گفت مقابله نظامی با تهران، در زمان حاضر، بعید به نظر می‌رسد و این درگیری، به طبیعت فعلی‌اش، که همان جنگ نیابتی است، منحصر می‌ماند.»