کدام حماسه؟

 آریا طاری

سوت پایان بازی که به صدا درآمد، نفس حبس‌شده میلیون‌ها ایرانی با یک بازدم طولانی رها شد. اسکوربرد ورزشگاه عدد صفر را مقابل نام ایران و بلژیک نشان می‌داد؛ نتیجه‌ای که روی کاغذ و در نگاه اول، برای تیمی که از دل بحران‌ها به جام‌جهانی ۴۸تیمی رسیده، چیزی شبیه به یک معجزه است. وقتی به مسیری که تیم ملی برای رسیدن به این نقطه طی کرده نگاه می‌کنیم، بغض گلوی‌مان را می‌فشارد. تیمی که از میان آتش یک جنگ ۴۰‌روزه، با لیگی تعطیل‌شده، بدون حتی یک بازی تدارکاتی استاندارد و آبرومند و درگیر در هزارتوی خسته‌کننده صدور ویزا و حواشی بی‌پایان به این تورنمنت رسیده، حق دارد که از این تساوی بدون گل خوشحال باشد. اگر انصاف را رعایت کنیم، ایستادگی مقابل یکی از تیم‌های سید اولی تورنمنت با این حجم از مصائب، یک شاهکار تمام‌عیار است و باید به تک‌تک بازیکنان و کادرفنی خسته نباشید گفت. اما بیایید برای یک‌بار هم که شده، از پشت عینک احساسات و هیجانات کاذب به مستطیل سبز نگاه نکنیم. بیایید از این تساوی، یک حماسه پوشالی نسازیم.  

باید واقع‌بین باشیم و سطح توقعات را به بهانه یک مساوی مقابل تیمی بحران‌زده پایین نیاوریم. ما نباید این تساوی را بزرگ کنیم، زیرا بزرگ کردن چنین نتایجی، ذهنیت پیروزی‌طلبانه را در فوتبال ما می‌کشد و ما را به متوسط بودن عادت می‌دهد 

بازی با بلژیک، تابلوی تمام‌نمای یک دفاع مطلق بود؛ تاکتیکی که گرچه در نهایت منجر به بسته ماندن دروازه شد، اما قهرمان اصلی آن نه ساختار تیمی، که درخشش بی‌چون‌وچرای یک ستاره بود؛ علیرضا بیرانوند. شماره یک تیم ملی ایران در این مسابقه روز فوق‌العاده‌ای را پشت سر گذاشت و با سیوهای پرتعداد، واکنش‌های نجات‌بخش و خروج‌های بی‌نقصش، با شایستگی کامل عنوان بهترین بازیکن زمین را از آن خود کرد. بیرانوند یک‌تنه بار ضعف‌های ساختاری و فشارهای حریف را به دوش کشید. البته فوتبال روی دیگرش را هم در لحظاتی به ما نشان داد. ما در لاک دفاعی خود فرو رفته بودیم اما روی ضدحملات زهرآگین ظاهر شدیم. اوج این زهر، گلی بود که مهدی طارمی به ثمر رساند؛ فریاد شادی که در گلو خفه شد، چراکه تکنولوژی VAR با بی‌رحمی تمام، پرچم آفساید را تایید کرد و رویای پیش‌افتادن از بلژیک را بر باد داد. در کنار این گل مردود، تیم ملی دو موقعیت طلایی و نفس‌گیر دیگر هم خلق کرد، اما آن سوی میدان هم دروازه‌بانی در کلاس جهانی به نام تیبو کورتوا ایستاده بود که با درخششی خیره‌کننده، اجازه باز شدن دروازه شیاطین سرخ اروپا را نداد. این لحظات نشان داد که ما پتانسیل زدن ضربه نهایی را داریم، اما آیا استراتژی کلی تیم اجازه شکوفایی مداوم این پتانسیل را می‌دهد؟

بازی با بلژیک، تابلوی تمام‌نمای یک دفاع مطلق بود؛ تاکتیکی که گرچه در نهایت منجر به بسته ماندن دروازه شد، اما قهرمان اصلی آن نه ساختار تیمی، که درخشش بی‌چون‌وچرای یک ستاره بود؛ علیرضا بیرانوند. شماره یک تیم ملی ایران در این مسابقه روز فوق‌العاده‌ای را پشت سر گذاشت

اگر بخواهیم نقدی جدی و منصفانه به عملکرد تیم ملی وارد کنیم، باید انگشت اتهام را به سوی ۳۰‌دقیقه پایانی مسابقه نشانه برویم. در دقیقه‌۶۶، اتفاقی افتاد که می‌توانست جریان بازی را کاملا به سود ما تغییر دهد؛ اخراج بازیکن بلژیک و ۱۰ نفره شدن حریف. اینجا همان نقطه‌ای بود که انتظار می‌رفت تیمی که به دنبال صعود از گروه است، از پوسته دفاعی خود خارج شود. ما تقریبا نیم ساعت (با احتساب وقت‌های اضافه) یک بازیکن بیشتر از حریف داشتیم، اما خروجی این برتری عددی چه بود؟ هیچ. 

بلژیک در این مسابقه، در روزی که برای جبران نتایج گذشته‌اش به شدت به یک برد نیاز داشت، اصلا در حد و اندازه‌های یک تیم سید اولی ظاهر نشد. نمایش آشفته و سردرگم آنها ثابت کرد که عملکرد ضعیف‌شان در بازی مقابل مصر، یک اتفاق یا یک روز بد نبوده است؛ این تیم به شدت با مشکلات تاکتیکی و روانی دست‌وپنجه نرم می‌کند. با این حال، تیم ملی ما حتی در مقابل یک بلژیک ناآماده، خسته و ۱۰ نفره هم نتوانست در دقایق پایانی فشار موثری بیاورد و آنها را آزار دهد. ما در ۳۰‌دقیقه پایانی، به جای استفاده از فرصت طلایی برای کسب سه امتیاز تاریخی، ترجیح دادیم به همان تساوی رضایت دهیم و عقب بنشینیم. 

عمیق‌ترین و گزنده‌ترین نقد به این مسابقه، نه در نتیجه، بلکه در فلسفه نهفته است. مگر نه اینکه سال‌ها فریاد زدیم از فوتبال واکنش‌گرا و دفاع مطلق خسته شده‌ایم؟ مگر فراموش کرده‌ایم که وقتی کارلوس کی‌روش مقابل اسپانیا آن سیستم تماما دفاعی و اتوبوسی را پیاده کرد، انتقادها به اوج رسید و قرار شد با تغییرات در کادرفنی، فلسفه فوتبال تیم ملی از دفاع مطلق و دل‌بستن به اتفاقات به فوتبال بازی کردن و مالکیت جسورانه تغییر پیدا کند؟ تساوی مقابل بلژیک دقیقا با همان شیوه و متدولوژی کارلوس کی‌روش به دست آمد! یک دفاع چندلایه، فشرده کردن فضاها، چشم امید به درخشش دروازه‌بان و دلخوش بودن به تک‌موقعیت‌های ضدحمله. اگر قرار بود همان فوتبال را بازی کنیم، این همه شعار تغییر نسل و تغییر تفکر برای چه بود؟

باید واقع‌بین باشیم و سطح توقعات را به بهانه یک مساوی مقابل تیمی بحران‌زده پایین نیاوریم. در همین جام‌جهانی، در همین قاره آسیا، می‌بینیم که ژاپن چگونه یقه تیمی مثل هلند را می‌گیرد و با اقتدار بازی می‌کند. می‌بینیم که کره‌جنوبی چه فوتبال بی‌نظیر، هجومی و چشم‌نوازی را به نمایش می‌گذارد؛ فوتبالی که در آن ترس از نام حریف معنایی ندارد. جوان این مملکت، نسلی که فوتبال را با تمام وجودش می‌فهمد، دیگر از این دستاوردهای حداقلی خسته شده است. ظرفیت روانی جامعه هواداری فوتبال ایران پر شده است از اینکه ببیند بزرگ‌ترین دستاوردش «باخت حداقلی و آبرومندانه» مقابل آرژانتین در ۲۰۱۴ باشد؛ دستاوردش «باخت میلی‌متری» به اسپانیا در ۲۰۱۸ باشد؛ دستاوردش «تساوی با پرتغال» با مهار پنالتی رونالدو و در نهایت «صعود نکردن» از گروه باشد؛ و دستاوردش «بردن ژاپن» در جام ملت‌ها، اما باز هم بازماندن از قهرمانی باشد. حالا هم قرار است تساوی با بلژیک به این کلکسیون افتخارات بی‌حاصل اضافه شود؟ ما نباید این تساوی را بزرگ کنیم، زیرا بزرگ کردن چنین نتایجی، ذهنیت پیروزی‌طلبانه را در فوتبال ما می‌کشد و ما را به متوسط بودن عادت می‌دهد. 

در نهایت، باید نگاهی به جدول و شرایط تورنمنت بیندازیم. در جام‌جهانی ۴۸‌تیمی که فرمت صعود تغییر کرده، تیم ملی ایران حتی همین الان و با وجود این تساوی شاهکارگونه، هنوز نتوانسته مسیر صعودش از گروه را تضمین کند. وضعیت به شدت شکننده است. تمام این تعریف و تمجیدها و تمام دلخوشی‌ها به یک امتیاز مقابل بلژیک، می‌تواند در چشم‌به‌هم‌زدنی نابود شود. شکست و حتی یک تساوی دیگر مقابل مصر در بازی سرنوشت‌ساز آینده، ممکن است همه چیز را خراب کند و رویای صعود را بار دیگر به کابوس تبدیل سازد. مصر تیمی است که نشان داده راه و رسم فوتبال درگیرانه را می‌داند و بلژیک را هم آزار داده است. پس، ضمن احترام تمام‌قد به تلاش غیرتمندانه بازیکنان برابر بلژیک و ستایش از مقاومت آنها در دل سخت‌ترین شرایط ممکن، باید بپذیریم که از این بازی نباید یک حماسه ساخت. ما به یک بیداری تاکتیکی و یک شجاعت ذهنی نیاز داریم. وقت آن رسیده که از سایه سنگین نباختن خارج شویم و برای بردن و آقایی کردن در زمین مسابقه بجنگیم؛ پیش از آنکه دوباره با سوت پایان بازی آخر گروهی، حسرت‌ها و ای‌کاش‌ها تیتر یک رسانه‌ها شوند.